نسخه پی دی اف

دانشجویان برتر مقاطع تحصیلات تکمیلی از مطالبات و آینده نامعلوم خود می‌گویند؛ نخبگان بلاتکلیف

مسعودسلطانی- آنان از ماراتن کُشنده‌ کنکور سه بار عبورکرده‌اند. در اولین نگاه و اولین مواجهه با آن‌ها سرهای خَم، چشمانِ ضعیف و نگاه‌های نگران‌شان را می‌بینم. چشم‌هایی نگران از آنچه که در پیش روی‌شان است، آنچه که «آینده» نامیده می‌شود. چشم‌هایی که نگرانی خود را پشت لبخندهایی مصنوعی مخفی کرده‌اند.
٣٠ ساله‌ شده و بعضی هم ٣٠ سال را رد کرده‌اند. برخی از این‌ها همان نوجوانانی هستند که همیشه افتخار پدر و مادر و مورد حسادت بچه‌های فامیل بوده‌اند. قرار بود از نمره و از دانشگاه به پول و ماشین و زندگی خوب برسند. برخی از آنان دکتر شده‌اند اما بیکارند، نخبه‌‌اند اما درک درستی از آینده خود ندارند. حالا که غبار هول و وهم دانشگاه کنار رفته با واقعیتی تلخ رو‌به‌رو شده‌اند؛ «هیچ‌چیز آن طوری که فکرش را می‌کردیم از آب درنیامده است.» ناکامی در رسیدن به هدف‌، آنان را عصبی کرده است و این بخشی از روایت یکی از دانشجویان دکتری از خوابگاه دانشجویان است: «بیشتر دانشجویان به خاطر بالا رفتن سن‌شان عصبی و پرخاشگر شده‌اند... همیشه ناراضی هستند و این نارضایتی در رفتارهای‌شان نمود دارد.»
دکترهایی که لنگ پژوهانه (وام کمک‌هزینه تحصیلی) ۶۵٠ هزارتومانی‌اند و برای گرفتن همین مبلغ ماهانه اندک، که حق مسلم‌شان است، کمپین بزرگ کشوری راه انداخته‌اند. شاید عکس یکی از ویرانه‌های حلب را دیده‌اید که روی آن نوشته‌اند: «وطن هتل نیست که هر وقت خدماتش خوب نبود ترکش کنیم، ما اینجا خواهیم ماند.» بسیاری از دانشجویان ممتاز و نخبگان دانشگاهی نیز همین عقیده را دارند، اما امنیت شغلی و منزلت اجتماعی می‌خواهند.

انگیزه‌ای برای ادامه راه ندارم ...
برای تهیه این گزارش بیش از دو هفته زمان صرف شد تا دانشجویان حاضر به گفت‌وگو شوند. علت امتناع آنان از مصاحبه نیز ترس از آینده تحصیلی و آبروی‌شان است، به همین دلیل دو تن از دانشجویان حاضر به انتشار نام خود نشدند.
رضا رتبه یک کنکور کارشناسی ارشد است که در دانشگاه فردوسی تحصیل می‌کند؛ او مقطع متوسطه را در دبیرستان استعداد‌های درخشان شهید هاشمی‌نژاد مشهد درس خوانده است و به شرط اینکه اسم واقعی او را ننویسیم حاضر به مصاحبه با ما می‌شود. رضا می‌گوید: دانشجوی ارشد رشته [.....] هستم و نمی‌توانم از خانواده توقع پول توجیبی داشته باشم، برای همین اکنون مشغول بازاریابی هستم البته کار تصحیح سؤال آزمون‌های تشریحی دبستانی‌ها را انجام می‌دهم و ماهانه در بهترین حالت ٣٠٠ هزارتومان درآمد دارم و تمام مخارجم به عهده خودم است. واقعیت این است که ما از آینده شغلی رشته‌ای که انتخاب کردیم بی‌اطلاع بودیم و به صرف اینکه نام رشته ما دهان پرکن بود و لازم نبود شهریه بپردازیم، وارد دانشگاه شدیم. کار مرتبط با رشته‌ام اصلا معنا ندارد. اگر برگردم به همان زمانی که دبیرستانی بودم، فنی‌وحرفه‌ای را انتخاب می‌کنم تا یک هنر به درد بخور یاد بگیرم؛ درس‌هایی که ما خواندیم کاملا نظری بود و به درد هیچ کس نمی‌خورَد.
رضا ادامه می‌دهد: دیگر علاقه‌ام به تحصیل را از دست داده‌ام، انگیزه‌ای برای ادامه تحصیل و رغبتی برای مهاجرت به خارج از کشور برای گرفتن مدرک دکتری ندارم. تعداد دانشجویان در دانشگاه ما زیاد است و استادان توجه لازم را ندارند و برخی از آن‌ها در خارج از دانشگاه مشغول انجام پروژه‌های کاری هستند. حتی یکی از استادان گفته به‌شرط پیگیری‌ امور اداری پروژه‌هایش به من نمره می‌دهد! واقعا از درس خواندن ناامید شده‌ام؛ حتی در محیط دانشگاه معیار استادان توانمندی و استعداد دانشجویان نیست، در چنین وضعیتی چه انتظاری از بازار و جامعه می توانیم داشته باشیم.

کارگری با مدرک کارشناسی ارشد
او درباره سایر دانشجویانی که هم دوره‌اش هستند به ما می‌گوید: بیشتر دانشجویان از وضعیتی که دارند راضی نیستند. کسانی که هزینه‌های زندگی‌شان روی دوش خودشان است به کارهایی مثل بازاریابی، پیشخدمتی در رستوران، کارگری در آب‌میوه‌فروشی، نقاشی ساختمان و از این مدل کارها مشغول می‌شوند. کمتر کسی پیدا می‌شود که کار مرتبط با رشته و حتی کار آموزشی انجام دهد. دانشجویان دوره دکتری هم فرصت شغلی در حوزه تدریس ندارند چه رسد به دانشجویان ارشد!
درباره آینده از او می‌پرسم، می‌گوید: همین امروز اگر دانش‌آموخته شوم باید بروم سربازی، از سربازی که برگردم هیچ سرمایه‌ای ندارم، شغلی ندارم. وقتی از سربازی برگردم چون دو سال از همه چیز و همه کارها دور بوده‌ام، عملا تازه باید از صفر شروع کنم. مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه فردوسی دارم، اما از پس هزینه‌های خودم هم بر نمی‌آیم، در چنین اوضاعی فکر کردن به ازدواج بیشتر شبیه یک
شوخی است!

هر شب کابوس می‌دیدم...
احسان یکی از دانشجویان شبانه در مقطع کارشناسی‌ارشد دانشگاه فردوسی است. او هم برای اینکه در آینده تحصیلی‌اش مشکلی به‌وجود نیاید ترجیح می‌دهد در گزارش نامی از او به میان نیاید. احسان می‌گوید: هزینه تحصیل در دوره شبانه دانشگاه هر ترم حدود سه میلیون تومان است و باید هزینه تحصیلم را خودم پرداخت کنم. از طرفی دانشگاه به دانشجوی دوره شبانه خوابگاه و غذا نمی‌دهد و این هزینه‌ها هم بر من تحمیل شد و مجبور شدم هم‌زمان کار هم بکنم. البته دو سال به صورت غیرقانونی در خوابگاه می‌خوابیدم و هرشب با این کابوس که ماموران حراست بالای سرم هستند از خواب می‌پریدم. برای تأمین هزینه‌ها در سالن‌غذاخوری دانشگاه کار می‌کنم و ماهانه حدود ٢٠٠ هزار تومان درآمد دارم. قبلا علاوه بر کار در سالن غذاخوری، خارج از دانشگاه هم کار می‌کردم اما کار هم‌زمان با درس واقعا امکان‌پذیر نیست. به خاطر کار کردن نتوانستم بعضی از درس‌ها را پاس کنم و یک‌سالی عقب ماندم. با وضعیت درسی که من دارم فرصت ادامه تحصیل در مقطع دکتری و مهاجرت به خارج از کشور را از دست داده‌ام. دیگر ادامه تحصیل برایم امکان‌پذیر نیست. تا همین‌جا هم به خاطر تحصیل تنها فرصت شغلی مناسبی را که برایم پیش آمد از دست داده‌ام و پشیمانم.
او از فشارها و استرس‌هایی که دارد برایم می‌گوید: ما تحت فشار جامعه و خانواده هستیم، از من توقع دارند که با مدرک کارشناسی ارشد از دانشگاه معتبر فردوسی، بتوانم کار درست و درمانی پیدا کنم، تشکیل خانواده بدهم و درآمد مناسب داشته باشم، اما تمام این‌ها رؤیایی بیش نیست! دانشگاه آن گلستانی نبود که به ما وعده داده بودند و فکرش را می‌کردیم. آنچه آینده را می‌سازد پول و پارتی است که من ندارم؛ مدرک تحصیلی به‌درد نمی‌خورد، کاش سراغ علاقه‌ام می‌رفتم.

تشکیل کمپینی با هفت هزار عضو
تا اینجا فقط صحبت‌های دانشجویان دوره‌کارشناسی ارشد را خواندید که در راه تحصیل تا نیمه جلو آمده‌اند. برای فهمیدن مشکلات و وضعیت دانشجویان دوره دکتری سراغ برخی از نمایندگان «کمپین دانشجویان دکتری» می‌روم که یک‌سالی است به آخر خط رسیده‌اند و صدای اعتراض‌شان را خرداد ماه امسال با تجمع مقابل وزارت علوم به گوش مسئولان رساندند. با آنان در دفتر شورای صنفی دانشجویان دانشگاه فردوسی قرار می‌گذارم. صحبت‌مان را در اتاق سرد و تمام شیشه‌ای شورا شروع می‌کنیم.
مینا مرتضوی، دانشجوی دوره دکترای ریاضی یکی از اعضای فعال این کمپین است و درباره چگونگی شکل‌گیری جمع‌شان می‌گوید: تا سال ٩٣ به دانشجویان دکتری وام پژوهانه و چندین نوع وام دیگر با بازپرداخت‌های مناسب داده می‌شد. وام پژوهانه به صورت سه ماهه و بر اساس هر ماه ۶۵٠ هزار تومان به دانشجویان دوره دکتری اعطا می‌شد. اما از سال گذشته این وام پرداخت نشد تا اینکه در بهار سال ٩۶ اعلام شد وام پژوهانه از طریق بانک توسعه و تعاون پرداخت می‌شود و این یعنی طی کردن مراحل اداری جدید، آوردن ضامن غیر بازنشسته که فیش کسر از حقوق داشته باشد. یعنی طی کردن مراحلی که قبلا دانشجویان برای گرفتن وام از صندوق رفاه از سر گذرانده بودند.
او ادامه می‌دهد: برای پیگیری این مطالبات، کمپینی را تشکیل دادیم که هفت هزار نفر از دانشجویان و دانش‌آموختگان دوره دکتری در آن عضو هستند. اولین حرکت کمپین برگزاری تجمعی هماهنگ در ٢۴ خرداد ماه امسال در دانشگاه‌های سراسر کشور و مقابل وزارت علوم در تهران بود. پس از برگزاری تجمع مطالبات‌مان را از طریق فعالیت‌های مدنی مثل برگزاری جلسات رایزنی و جمع‌آوری امضا و ارسال نامه به رئیس جمهور و مقام معظم رهبری پیگیری و با ١۴۵ نماینده مجلس شورای اسلامی و ٣۵ تن از رؤسای دانشگاه جلساتی ر
ا برگزار کردیم.
او اضافه می‌کند: به تازگی خبرهایی از اصلاح وضعیت وام پژوهانه شنیده می‌شود البته مشکل اصلی ما آینده شغلی، نداشتن حقوق به ازای تعهد حضور تمام وقت‌مان در دانشگاه و سخت‌گیری‌های بی‌موردی است که بر سر دفاع از پایان‌نامه دانشجویان دوره دکتری وجود دارد.

دانشجویان در تنگنای مالی هستند
سعیده امینی، دانشجوی دوره دکترای ریاضی کاربردی با گرایش آنالیز عددی است، او می‌گوید: عمده دانشجویان تحصیلات تکمیلی، به خاطر شرایطی سنی که دارند از نظر مالی می‌خواهند از خانواده مستقل باشند و همین امر باعث می‌شود در تنگنا قرار گیرند.امینی ادامه می‌دهد: البته به دانشجویان دوره دکتری در ابتدای تحصیل مبلغ ۵٠٠ هزار تومان برای شرکت در همایش‌های داخلی داده می‌شود، اما این مبلغ به هیچ وجه کافی نیست. بیشتر همایش‌های علمی بین ٢٠٠ تا ٢۵٠ هزار تومان ورودی می‌گیرند و با یک حساب‌وکتاب ساده درباره هزینه‌های رفت‌و آمد و اسکان، می‌توان فهمید هر دانشجوی دوره دکتری در طول دوره تحصیل با کمک هزینه ۵٠٠ هزار تومانی، در بهترین حالت فقط یک‌بار می‌تواند در همایش شرکت کند. کلاس‌های حق‌التدریسی که دانشگاه به دانشجویان این‌دوره می‌دهد هم بسیار محدود است. در گروه ریاضی ٧٠ دانشجوی دوره دکتری داریم که در ترم جاری فقط سه نفر از این دانشجویان کلاس حق‌التدریس دارند.


دکتر شدی! حالا که چی؟!
این دانشجوی دوره دکتری با اشاره به وضعیت دانشجویان این‌دوره در کشورهای خارجی می‌گوید: یکی از دوستان ما همین الان در سوئیس تحصیل می‌کند و ماهیانه چهار هزار فرانک از دانشگاه حقوق می‌گیرد که دو هزار فرانک صرف مخارج زندگی‌اش می‌شود و باقی‌مانده را ذخیره می‌کند تا پس از پایان دوره تحصیل بتواند تا زمانی که کار مناسبی پیدا می‌کند از پس مخارج یک زندگی حداقلی برآید.
از او می پرسم اگر به گذشته برگردی باز هم این مسیری که طی کرده‌ای را ادامه می‌دهی؟ در جواب می‌گوید: اگر به ابتدای دوره کارشناسی برگردم با تجربه‌ای که امروز دارم برای ادامه تحصیلات به خارج از کشور مهاجرت می‌کنم؛ حتی همین حالا هم اگر بتوانم حاضرم دوباره در مقطع دکتری در خارج از کشور تحصیل کنم؛ چرا که مدرک دانشگاه‌های ایرانی حتی دانشگاه معتبری مثل فردوسی مشهد از نظر وزارت علوم اعتبار آن‌چنانی ندارد و آن‌ها ترجیح می‌دهند از میان دو دانش‌آموخته دکتری که یکی در ایران و دیگری در خارج تحصیل کرده، دومی را انتخاب کنند. ما شغل مطمئن و آینده روشنی نداریم و مدام از خودمان می‌پرسیم «دکتر شدی! حالا که چی؟» همین فکرها و استرس از آینده باعث افسردگی در خیلی از دانشجویان
شده است.
فاطمه صفائی، دانشجوی دوره دکتری آمار است، او می‌گوید: ما به دولت تعهد می‌دهیم تا دو برابر طول مدت دوره تحصیل‌مان به کشور خدمت کنیم. همین‌طور متعهد می‌شویم در طول دوره دکتری به صورت تمام وقت در دانشگاه باشیم، اما نه تنها برای استفاده از ما در پایان تحصیل‌مان برنامه‌ای وجود ندارد، بلکه در دوره تحصیل نیز حضورمان در دانشگاه بررسی نمی‌شود و اساسا بسیاری از دانشجویان بیرون از دانشگاه مشغول کار می‌شوند تا از پس مخارج زندگی برآیند. البته وضعیت کار هم اصلا خوب نیست. تا چند سال پیش دانشجویان دوره دکتری به صورت حق‌التدریس در مراکز غیرانتفاعی تدریس می‌کردند، اما در چند سال اخیر تعداد دانش‌آموختگان و دانشجویان این دوره زیاد و ظرفیت اشباع شده است.

افزایش ١٠٠درصدی پذیرش دانشجوی دوره دکتری خطای دولت دهم
جواد بنی‌حسن، دبیر سابق شورای صنفی دانشگاه فردوسی نیز در جمع ماست، او دانشجوی مقطع دکتری دوره روزانه مدیریت ورزشی است. بنی‌حسن می‌گوید: به نظر می‌رسد که وزارت علوم جزو اولویت‌های دولت نیست؛ از نحوه انتخاب وزیر علوم هم کاملا این موضوع مشخص است. گزینه انتخاب شده نفر بیست و یکم فهرست مدنظر دولت بود. البته این مشکل در تمام دولت‌ها بوده، در تمام ادوار گذشته وضعیت خدماتی که وزارت علوم به دانشجویان دوره دکتری ارائه می‌داد نه تنها شایان توجه نبوده، بلکه باعث شده دانشجویان زیر بار قسط و قرض بروند و پس از تمام شدن تحصیل‌شان حداقل ٣٠ میلیون تومان بدهی به وزارت علوم داشته باشند.
بنی‌حسن ریشه مشکلات را افزایش صد درصدی پذیرش دانشجویان دوره دکتری از سال ٩٠ می‌داند. او در این‌باره می‌گوید: از سال ٩٠ شاهد افزایش جذب دانشجویان دوره دکتری و کارشناسی ارشد در دانشگاه‌های دولتی بودیم، اما متأسفانه امکانات و منابع آموزشی عالی ما متناسب با این افزایش ظرفیت نبود و تاکنون نیز هیچ تغییری نکرده است و به‌همین دلیل است که به لحاظ کیفی سطح آموزش‌ها و خروجی دانشگاه اُفت
داشته است.
او نیز وضعیت دانشجویان دوره دکترای ایران را با خارج از کشور مقایسه می‌کند و می‌گوید: پسر عموی من در دانشگاه «نورث‌مبریا»ی نیوکاسل انگلیس تحصیل و ماهانه یک هزار و ١۵٠ پوند حقوق دریافت می‌کند. تز دوره دکترای او را استادی با مرتبه علمی استاد تمام راهنمایی می‌کند و این استاد در هر دوره تحصیلی فقط راهنمایی دو رساله را بر عهده دارد. این شرایط را مقایسه کنید با وضع دانشگاه ما که یک استاد با مرتبه علمی دانشیاری، راهنمایی علمی ٢٠ رساله دکتری و کارشناسی ارشد را بر عهده دارد. یکی از شاخص‌هایی که در دنیا برای سنجش کیفیت دانشگاه‌ها استفاده می‌شود، نسبت تعداد دانشجو به استاد است. در کشورهای توسعه یافته و دانشگاه‌های مطرح، به ازای هر استاد چهار دانشجو جذب می‌شود، اما این نسبت در دانشگاه‌های ما یک به بیست
و بیشتر است.

در بهترین حالت، ٩٠٠ هزار تومان !
او ادامه می‌دهد: طبق آمار‌های غیر رسمی، حدود ٩٠ درصد از دانشجویان دوره دکتری پس از فراغت از تحصیل در مشاغل مرتبط با رشته خود فعالیت نمی‌کنند. در عین حال هر روز شرایط تحصیلی برای دانشجویان سخت‌تر می‌شود. استادان تا زمانی که دو یا سه مقاله ISI درمجلات خارجی چاپ نکنیم، اجازه دفاع از پایان‌نامه و دانش‌آموختگی را نمی‌دهند. معمولا فرایند پذیرش مقاله و گرفتن جواب از هیئت داوری علمی مجلات خارجی بین یک تا دو سال زمان می‌برد، به همین دلیل سنوات تحصیلی مجاز بسیاری از دانشجویان تمام شده و مجبور به پرداخت شهریه به دانشگاه می‌شوند. انتشار این مقاله‌ها هیچ نفع علمی برای دانشگاه و کشور ندارد و در حقیقت تنها به نفع استادان و ارتقای مرتبه
علمی آن‌هاست. بنی‌حسن درآمدهای یک دانشجوی دوره دکتری را این طور تخمین می‌زند و می‌گوید: هر دانشجو دوره دکتری با فرض اینکه وام پژوهانه ۶۵٠ هزار تومانی دریافت کند و دستیار پژوهشی استاد شود و ماهانه ٢۵٠ تومان از این طریق دریافت کند، در بهترین حالت ماهانه ٩٠٠ هزار تومان دریافتی دارد. البته این بهترین حالت است که برای کمتر کسی پیش می‌آید. علاوه بر این‌ها هر دانشجو در طول سه سال تحصیل در بهترین حالت اگر بتواند دو مقاله ISI منتشر کند، از این طریق نیز در حدود مبلغی بین یک تا دو میلیون تومان از دانشگاه پاداش دریافت می‌کند.


ما دهه شصتی‌ها سونامی بودیم
مینا مرتضوی نیز از راهی که برای دکتر شدن آمده، پشیمان است. او به عنوان استعداد درخشان توسط دانشگاه فردوسی در مقطع دکتری جذب شده است. می‌گوید: ما دهه شصتی‌ها سونامی جامعه ایران بودیم، زمانی که ما در مقطع کارشناسی درس می‌خواندیم، استادان‌مان کارشناس ارشد بودند، به این امید که بتوانیم در دانشگاه تدریس کنیم، تحصیل را ادامه دادیم اما حالا مدرک دکتری بی ارزش شده و مشاغل برای کسانی است که ژن خوب دارند.
از او می‌پرسم اگر برگردی به زمانی که دبیرستانی بودی، همین مسیری که تا امروز طی کردی را ادامه می‌دادی؟ در جواب خیلی محکم می‌گوید: مسلما نه! اینکه تا مقطع دکتری تحصیل کنیم بد نیست، اما حتما رشته‌ای را می‌خواندم که به آن علاقه دارم و در کنار تحصیل مهارت و هنری هم یاد می‌گرفتم که بتوانم از طریق آن درآمد کسب کنم یا اینکه اصلا ایران نمی‌ماندم و مهاجرت می‌کردم. خارج از ایران امنیت شغلی و رفاه وجود دارد و برای افراد تحصیل‌کرده ‌شأن اجتماعی بالایی قائل هستند و از آموخته‌های آکادمیک در شغل و در زندگی می‌توان بهره برد و علم را گسترش داد، اما اینجا خبری از این چیزها نیست.
از جو عمومی فضای خوابگاه می‌پرسم، مرتضوی می‌گوید: داخل خوابگاه بیشتر دانشجویان به خاطر بالا رفتن سن‌شان عصبی و پرخاشگر شده‌اند. سن دانشجویان تحصیلات تکمیلی بالا رفته و شانس ازدواج‌شان هم کمتر شده است. از آنجایی که بیشتر آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که تحصیلات و مدرک دکتری به کار‌شان نمی‌آید، همیشه ناراضی هستند و این نارضایتی در رفتارهای‌شان نمود دارد. این ترس از آینده در برخی از دانشجویان باعث شده که حاضر به برگشت به شهر خودشان نباشند؛ مثلا یکی از دانشجویان که از شهر دیگری به مشهد آمده، ۶ سال تحصیل در دوره دکترای خود را طول داده‌است و هنوز هم قصد دفاع از پایان نامه و اتمام تحصیل ندارد.

هیچ مکانیزمی برای تعادل میان آموزش عالی و بازار کار نداریم
مسائل مطرح شده توسط دانشجویان کمپین دکتری را با دکتر کامران داوری، معاون دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد در میان می‌گذاریم، او درباره تأکید استادان بر انتشار مقاله ISI توسط دانشجویان دوره دکتری قبل از دفاع از پایان‌نامه، می‌گوید: به طور کل اگر یک پژوهش خوب باشد و تولید علم کرده باشد به راحتی یک یا دو مقاله ‌خروجی‌خواهد داشت. البته قانونی مبنی بر اینکه دانشجویان باید حتما مقاله ISI در مجلات خارجی چاپ کنند وجود ندارد و شرط دفاع از پایان‌نامه و دانش‌آموختگی، رسیدن دانشجو به حد کفایت علمی است که توسط استاد راهنما احراز می‌شود. او می‌افزاید: البته قانونی مبنی بر اینکه دانشجوی دوره دکتری برای دفاع از پایان‌نامه ملزم به ارائه مقاله باشد، وجود ندارد، این توافقی است که معمولا میان گروه‌های آموزشی و دانشجویان دوره دکتری انجام می‌شود. البته استاد راهنمای دانشجو باتوجه به تجربه‌ای که دارد و می‌داند برای چاپ هر مقاله بیش از یک سال زمان نیاز هست باید دانشجو را راهنمایی کند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی درباره پذیرش بی‌رویه دانشجو در رشته‌هایی که بازار کار ندارد، می‌گوید: برای برقراری تعادل میان بازارکار و آموزش عالی سازوکارهای پیچیده‌ای وجود دارد که در برخی از کشورها از چندین ساختار استفاده می‌شود، اما در کشور ما و در بخش وزارت علوم هیچ سازوکاری وجود ندارد.
او می‌افزاید: یکی از این سازوکارها این است که وزارت کار شیب رشد یا نزول مشاغل و میزان نیاز بازار را اعلام کند یا اینکه هر رشته‌ای انجمن صنفی مثل نظام پزشکی داشته باشد که
مثلا وقتی تعداد پرستاران بیکار ٢٠درصد است جلوی پذیرش دانشجوی ‌رشته پرستاری را بگیرد. اما در اقتصاد ایران چون نوسانات زیادی وجود دارد آموزش عالی نمی‌تواند مدام خود را با وضعیت بازار به روز کند. این وظیفه خود متقاضیان است که بازار را رصد کنند و همین‌طور وزارت کار وظیفه دارد که وضعیت مشاغل مختلف
را اعلام کند.
................................................
جواد بنی حسن: هر دانشجو دوره دکتری با فرض اینکه وام پژوهانه ۶۵٠ هزار تومانی دریافت کند و دستیار پژوهشی استاد شود و ماهانه ٢۵٠ تومان از این طریق دریافت کند، در بهترین حالت ماهانه ٩٠٠ هزار تومان دریافتی دارد. البته این بهترین حالت است که برای کمتر کسی پیش می‌آید
سعیده امینی: کلاس‌های حق‌التدریسی که دانشگاه به دانشجویان این‌دوره می‌دهد هم بسیار محدود است. در گروه ریاضی ٧٠ دانشجوی دوره دکتری داریم که در ترم جاری فقط سه نفر از این دانشجویان کلاس حق‌التدریس دارند
مینا مرتضوی: ترس از آینده در برخی از دانشجویان باعث شده که حاضر به برگشت به شهر خودشان نباشند؛ مثلا یکی از دانشجویان که از شهر دیگری به مشهد آمده، ۶ سال تحصیل در دوره دکترای خود را طول داده‌است و هنوز هم قصد دفاع از پایان نامه و اتمام تحصیل ندارد
فاطمه صفایی: وضعیت کار هم اصلا خوب نیست. تا چند سال پیش دانشجویان دوره دکتری به صورت حق‌التدریس در مراکز غیرانتفاعی تدریس می‌کردند، اما در چند سال اخیر تعداد دانش‌آموختگان و دانشجویان این دوره زیاد و ظرفیت اشباع شده است

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس