نسخه پی دی اف

محمدرضا سرشار در نشست تخصصی قصه‌گویی و تأثیر آن بر فرهنگ کتاب‌خوانی: كاركرد اصلي هنر سرگرمي است

شکیبا افخمی راد- در آخرین روز نمایشگاه کتاب مشهد، نشست تخصصی قصه‌گویی و تأثیر آن بر فرهنگ کتاب‌خوانی برگزار شد. این نشست، که محل آن سراى اهل قلم نمایشگاه بود، میزبان دکتر محمدرضا سرشار بود. سرشار، مشهور به رضا رهگذر، نویسنده و پژوهشگر و منتقد ادبی و گوینده برنامه رادیویی «قصه ظهر جمعه» است و در نشست یادشده جشن امضایی نیز برای رمان مشهور او «آنک آن یتیم نظرکرده» درباره زندگی پیامبر(ص) برپا شد.

آنِ هنرى براى بزرگ‌‌سال و کودک یکی است
در این برنامه، سرشار درباره اهمیت داستان‌گویى کودک و نوجوانان گفت: منظور از داستان اینجا داستانى است که گفته مى‌شود. البته بعضى از کارکردهای مدنظر در داستانى هم که خوانده مى‌شود مى‌تواند باشد. نخستین چیزى که کودکان و بزرگ‌سالان را به داستان جذب مى‌کند سرگرمى و لذت است و هرکس بخواهد این جنبه را از هنر بگیرد، در واقع، روح هنر را از آن گرفته است. هیچ‌یک از ما در وهله اول به سمت یک اثر هنرى نمى‌رویم که چیزى یاد بگیریم. مى‌رویم که لذت ببریم. اگر اثر هنرى ما را سرگرم نکند و لذت‌‌بخش نباشد، از آن کارکرد اصلى خودش دور شده است. پس گزینه اول لذت‌بخشى و سرگرمى است. وی ادامه داد: یکى از معیارهایی که کسى که مى‌خواهد داستان بگوید باید داشته باشد این است که خودش از آن داستان خوشش بیاید. مطمئن باشید اگر خودتان این حس را درباره داستانی که می‌گویید داشته باشید، بچه هم از آن خوشش خواهد آمد. در غیر این‌ صورت، بچه‌ها هم داستان را دوست نخواهند داشت. در واقع، آنِ هنرى براى بزرگ‌‌‌سال و کودک فرقى نمى‌کند.

پرورش تخیل فرهیخته
نویسنده کتاب «طنابی از آتش» بیان کرد: خاصیت دیگر داستان‌گویى این است که تخیل فرزند و دانش‌آموزان شما را به کار مى‌‌اندازد و غنى مى‌کند. پس داستان خوب مى‌تواند تخیل فرهیخته را در فرزندان ما پرورش دهد، و گنجینه واژگانى فرزندان ما را نیز گسترش مى‌دهد و غنى می‌کند. یکى از راه‌هاى آشنا کردن کودکان با واژگان بیشترى که مناسب سن آن‌ها نیز هست داستان‌گویى است.
وی افزود: واژگانى که ما معمولا معانى آن‌ها را مىفهمیم چند دسته است. یکى آن واژگانى است که در گفتار خودمان به کار می‌بریم و اگر در گفتار دیگران بود، معنى آن را متوجه مى‌شویم. یک دسته دیگر واژگانى است که دیگران در گفتارشان استفاده مى‌کنند و ما مى‌فهمیم اما در گفتار خودمان از آن استفاده نمى‌کنیم؛ یعنى در جمله معنى‌‌اش را مى‌‌فهمیم و ممکن است معنى تک‌کلمه را متوجه نشویم. ادبیات داستانى و داستان‌گویى گنجینه‌اى از این واژگان گروه دوم را وارد ادبیات بچه‌ها مى‌کند.

تقویت روابط اجتماعی با داستان
سرشار صحبت‌هایش درباره کاربرد داستان‌گویى را این‌گونه ادامه داد: بحث دیگرى که در ارتباط با داستان‌گویى براى کودکان در زمینه زبان مطرح است در واقع، خود بحث زبان‌آموزى است که این اعم از گسترش گنجینه واژگان زبان است. در هر زبان، ظرفیت‌هایى وجود دارد که این ظرفیت‌ها از طریق صنایع ادبى و صنایع لفظى پدید مى‌آید. فرض کنید تشبیهات، استعاره‌ها، ضرب‌المثل‌ها و تکیه‌کلام‌ها مواردى هستند که فراتر از غناى گنجینه واژگانى‌اند. وقتى یک بزرگ‌سال داستانى را براى کودک تعریف مى‌کند، با توجه به تجربه غنى‌ای که در زبان دارد، به اقتضاى داستانى که تعریف مى‌کند و به اندازه فهم مخاطب خودش، از این ظرفیت‌هاى زبانى استفاده مى‌کند و در واقع، ظرفیت زبان را به طور مستقیم به فرزند خودش معرفى مى‌کند.
وی افزود: کسانى که صاحب این مهارت‌ها مى‌‌شوند، در سخن گفتن، نسبت به همسالان خودشان پیشرفته‌تر مى‌شوند و بهتر مى‌توانند افکار و خواسته‌هاى خودشان را به مخاطب منتقل کنند؛ یعنى صاحب روابط اجتماعى قوى‌ترى مى‌شوند و به همین سبب، موفق‌تر‌ند. به اضافه اینکه این‌ها وقتى که باسواد مى‌شوند و کتاب مى‌خوانند، متون را بهتر مى‌‌فهمند و با متن‌هاى مکتوب ارتباط بهتری برقرار مى‌کنند. بچه‌هایى که ادبیاتشان بهتر است، ریاضیاتشان نیز بهتر است چون زبان انتقال ریاضیات ادبیات است. اگر متنى درست نوشته شده باشد، بچه‌اى که به ادبیات مسلط‌تر باشد آن متن را بهتر مى‌فهمد. همچنین این نکته براى درس‌هاى دیگر نیز هست.

داستان‌‌گویی به کودک توان گوش دادن می‌دهد
نویسنده «آنجا که خانه‌ام نیست» با تأکید بر اینکه شنیدن داستان باعث افزایش مهارت گوش دادن مى‌شود اظهار کرد: مهارت گوش دادن مهارت بسیار مهمى است؛ یعنى عده‌اى از بچه‌ها که درس را نمى‌فهمند به این دلیل است که مهارت گوش دادن در آن‌ها تقویت نشده است. بچه‌ها وقتى به موضوعى به شکل داستان گوش مى‌دهند، چون موضوع براى آن‌ها جذاب است، با تمام وجود آن را گوش مى‌دهند و این‌ها وقتى تکرار مى‌شود، تمرینى است براى گوش دادن.سرشار کارکرد دیگر داستان‌گویى را افزایش مهارت تمرکز دانست و گفت: مهارت تمرکز ذهن تقریبا همراه با افزایش مهارت گوش دادن است. کسى که به یک قصه‌ گوش مى‌دهد مجبور است یک سلسله از ماجراهاى پى‌درپى را از ابتدا تا انتها دنبال کند و اگر تمرکز کامل ذهنى نداشته باشد، یک جایى رشته کلام را از دست مى‌دهد و متوجه بقیه موضوع نمى‌شود.وی خاطرنشان کرد: داستان به دلیل جذابیتى که دارد، مى‌تواند توانایى تمرکز ذهن را تقویت کند.این نویسنده افزود: داستان‌گویى همچنین سبب افزایش و عمق‌بخشى به تجارب مى‌شود؛ یعنى کودکان بعضى از تجاربى را که شخصا آن‌ها را به دست نیاورده‌اند از طریق داستان کسب مى‌‌‌‌‌کنند و دیدگاه خودشان را در این زمینه گسترش مى‌دهند.

نمادهای تازه نیازمند یاری نویسنده‌اند
نویسنده کتاب «اصیل‌‌آباد» درباره این موضوع که آیا گره‌گشایى در داستان‌ها باید صورت بگیرد یا خیر بیان کرد: یکی از ویژگی‌های داستان‌هاى قدیمى ما همین رمزى بودن آن است. برای نمونه، حیواناتى که در داستان‌های کلیله و دمنه هستند نمادهایى از صنف‌ها و گروه‌هاى اجتماعى‌اند. مثلا روباه نشان‌دهنده انسان‌ها و گروه‌هاى مکار و حیله‌گر است. در این حد که فرهنگ نمادهاى عمومى است و مردم کم و بیش در کشور ما با آن‌ها آشنا هستند، نیاز به گره‌گشایى نیست ولى اگر نویسنده‌اى آمد و داستان رمزى جدیدى نوشت و در آن نمادهایى به کاربرد که تازه هستند، اینجا طبعا معلم، والدین و نویسنده باید به نحوى کمک کنند که ذهن مخاطب به سمت مصادیق انسانى این نمادها هدایت شود.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس