دست‌های یاری‌دهنده که فقط لایک می‌کنند

نعیمه بخشی- ناگهان همه احساس کردیم اتفاقی افتاده است. بعضی‌ها گفته بودند که لرزش خفیفی را احساس کرده‌اند و بعضی‌ها گفته بودند که از ترس، تمام راه‌پله خانه‌شان را دویده بودند تا خودشان را برسانند به زیر سقف آسمان.
شب برای خیلی‌ها به تشویش و اضطراب گذشت. صبح خبر‌ها بیشتر و عکس‌ها زیادتر شد. عکس آوار و خرابی و اشک. زنی که دارد گریه می‌کند و مردی که با استیصال تمام دستش را روی شانه زن گذاشته است، می‌داند که دیگر همه‌چیز از دست رفته است. مرد دیگری دارد از جایی عبور می‌کند که قبلا کوچه‌شان بوده و حالا به تلی از خاک تبدیل شده است. دلخراش است اما واقعیت دارد.
یاد دوستانم می‌افتم؛ آن یکی که کرمانشاهی است و آن یکی که اهل کردستان است. ازشان خبر می‌گیرم. می‌گویند خوبیم. همین و تمام اما دلم قرص نمی‌شود. پیام‌های دیگر از راه می‌رسند: «کسی رو می‌شناسید که آموزش امدادگری دیده باشه؟ بچه‌ها! کسی هست که چادر مسافرتی داشته باشه؟»
مردم خودشان دست‌به‌کار شده‌اند. برای منتظر ماندن دیر است. اهالی خودشان آواربرداری می‌کنند. مگر کسی می‌تواند در این شرایط سخت که زندگی‌اش یک‌جا بر زمین فروریخته و خراب شده است، دست روی دست بگذارد و منتظر
بنشیند؟
مردی را می‌بینم که دارد از میان خرابه‌های خانه‌اش سرک می‌کشد، درست مثل این است که سرش را توی چاه فرو برده باشد تا فریاد بی‌پناهی سربدهد. غریبانه و غمگین است. این وسط هنرمندان و مسئولان تا می‌توانند، پیام‌های تسلیت و عکس‌های سیاه را در همه شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند. دوباره بحث‌ها داغ می‌شود. خانه‌ها ایمن نیستند. ساختمان‌سازی باید طبق اصول انجام شود. خانه‌های روستایی مقاوم به زلزله نیستند. باید کاری کرد. باید کاری کرد اما همه کارها به همین حرف‌های مجازی و عکس‌های پرسوزوگداز ختم می‌شود. دست‌های یاری‌دهنده تنها می‌توانند لایک کنند و نه چیزی بیش از این و مردم آواره در قصرشیرین و سرپل‌ذهاب هرگز این جمله‌های پر از همدردی را نمی‌خوانند، چون چشم‌هایشان از اشک متورم شده است. بیایید قبول کنیم که همه این عکس‌ها و تسلیت گفتن‌ها و همدردی کردن‌ها، تنها برای این است که نشان بدهیم چه انسان‌های بامهر و محبتی هستیم. برای این است که نشان بدهیم در این میان قلب ما هم می‌تپد و ما هم بلدیم بغض کنیم و اشک بریزیم. چند نفر از ما حاضرند برای کمک به مناطق زلزله‌زده بروند و به‌جای عکس گرفتن با زلزله‌زدگان، کاری انجام دهند؟ چند نفر از ما دست آدم‌هایی را می‌فشارند و بچه‌هایی را در آغوش می‌گیرند که میان امنیت و ناامنی‌شان فقط یک شب فاصله بوده است؟ بیایید با خودمان روراست باشیم و از خودمان بپرسیم آیا وقتی خبر زلزله را شنیدیم و فهمیدیم که فرسنگ‌ها با ما فاصله دارد، از اینکه خطری تهدیدمان نمی‌کند و قرار نیست سقف خانه‌مان روی سرمان خراب شود، خوشحال نشدیم؟ درحالی‌که هم‌وطنانمان ناگهان همه زندگی‌شان را از دست دادند و حالا در سرمای آخر پاییز ناچارند منتظر کمک و یاری بمانند و اگر کمکی از راه نرسد...؟
باید به دست‌هایمان یاد بدهیم که لایک کردن و نوشتن متن‌های پرسوزوگداز بی‌فایده است. باید به خودمان یاد بدهیم که ناله کردن و تکرار حرف‌هایی که فقط از این زلزله تا زلزله بعدی داغ می‌شود و بحث محافل و مجالس رسمی‌اند، هیچ اثری ندارد اگر به مرحله عمل نرسد... بیایید کاری کنیم... گذاشتن عکس سیاه برای پروفایلمان، دردی از هیچ‌کسی دوا نمی‌کند. حتما مسئولان، صدای ریزش و آوار را شنیده‌اند. حتما آن‌ها صدای خراب شدن خانه‌هایی را که قرار بوده است مقاوم باشند و بعد از هر زلزله بند و تبصره‌ای را به قوانین ساختمان‌سازی اضافه کرده‌اند، شنیده‌اند... پس کاش این صدای دردناک بتواند کاری کند!

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس