یار با سس قرمز!

مهدی محمدی- یکی از روش‌های محققان ادبی این است که شعر شاعران قرون گذشته را جلوی خودشان می‌گذارند تا از روی آن‌ها دربارۀ ویژگی‌های شاعر قضاوت کنند. امروز روز حافظ است و به همین مناسبت، ما هم چند تا از اشعار ایشان را بررسی می‌کنیم.

یار با ماست، چه حاجت که زیادت طلبیم؟
مثل اینکه از قرن هشتم هجری، مشخص شده بود که ماست منبعی سرشار از ریبوفلاوین، کلسیم، منیزیم، پتاسیم و مقداری ویتامین دی است؛ برای همین جناب حافظ به یک یار با یک ظرف ماست، راضی بوده است؛ وگرنه می‌سرود: «یار با سس قرمز، چه حاجت که زیادت طلبیم؟».
البته اینکه منظور حافظ از ماست، ماست پرچرب بوده است یا کم‌چرب، سؤالی است که باید محققان عرصۀ تاریخ‌وادبیات به آن پاسخ گویند.

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم
قبل از اینکه آقای کوین سیستروم، اینستاگرام را تأسیس کند، تصاویر شخصی یار داخل پیاله بارگذاری می‌شد، اما مشخص نیست که آیا این پیاله‌ها، قابلیت لایو استوری داشته‌اند یا نه؟
البته مولانا عکس رخ یار را در جاهای دیگری رؤیت کرده و این کامنت را گذاشته است:
ز عکس رخ آن یار در این گلشن و گلزار
به هر سو مه و خورشید و ثریاست خدایا

دوش از مسجد سوی میخانه آمد، پیر ما
چیست یاران طریقت، بعد از این، تدبیر ما؟
سوی میخانه آمد.... این یعنی که متأسفانه خود جناب حافظ هم آنجا تشریف داشته‌اند و اگر غیر از این بود، ایشان می‌گفتند: «سوی میخانه رفت، پیر ما.».
حافظ بدون نگرانی از اینکه ممکن است عکس‌های خصوصی و یکهویی او از داخل میخانه، در میان پیاله‌ها به اشتراک گذاشته شود، به میخانه می‌رفته است.
همان‌طور که حافظ عکس رخ یارش را در پیاله می‌بیند، ممکن است یار او هم عکس یکهویی حافظ را داخل میخانه در پیاله‌های اجتماعی، سین کند و سپس به‌سمت خانۀ مامانش‌اینا حرکت کند.

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد
وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
یعنی اینکه وقتی خودتان شبکه‌های جهانی جام‌جم را دارید، چرا باید ٢٠هزار تومان پول بی‌زبان را به نصاب بدهید تا برنامه‌های شبکه‌های بیگانه امثال شبکۀ جم‌تی‌وی را مشاهده کنید؟ چرا؟

گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب کوش و گو گناه من است
یعنی اگر در بلاد خارجه کنار محارم خود نشسته بودید و باد ناگهان همه‌چیز را با خود برد و یک نفر هم آن وسط اتفاقی عکس گرفت، هرچند به‌طورکامل حق با شماست، شما خودتان همه‌چیز را گردن بگیرید.

نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
جا دارد از همین تریبون یک «خسته‌نباشید استاد» به معلم حافظ بگوییم.
آخر این چگونه استادی بوده است که از میان تمام ٣٢حرف الفبای فارسی، فقط حرف اول الفبا را به حافظ یاد داده؟ چرا استاد حافظ از فرادادن مباحث پرکاربرد در زندگی همانند انتگرال‌های سه‌گانه غفلت کرده است؟

حافظ از اشخاصی بوده که هر وقت کسی به او ایراد می‌گرفته، می‌گفته است: «همه، همین جورند!»:
می‌خواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وان کس که چو ما نیست در این شهر کدام است؟

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس