یادی از «حافظ دریادل» در آستانۀ روز بزرگداشتش؛ اشارات حافظ به ادیان، از روح بزرگ «لسان‌الغیب» حکایت دارد

مسعود خیام، پژوهشگر ادبیات کشور به‌مناسبت بیستم‌مهرماه، روز بزرگداشت حافظ، یادداشتی برای «ایسنا» نوشته است: «در دی‌‌ان‌‌ای هرموجود زنده، تمام آن موجود پنهان است و چه کسی زنده‌تر از حافظ؟ دیوان را باز می‌کنم، چنانکه برخی فال می‌گیرند:
بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند/ که مکدر شود آیینۀ مهرآیینم
مهر، میترا، میتراییزم، نخستین دین بزرگ است. قبل از دین مهری، ادیان و مناسک فقط به بخشی از نیازهای انسان پاسخ می‌گفتند. نیروهای طبیعت بر انسان چیره می‌شد و چون زور انسان به این نیروها نمی‌رسید، برای آن‌ها کیفیتی خداگونه قائل می‌شد. صاعقه، توفان، سیل و مانند آن، قدرت فراوان داشتند و هرکدام از این نیروها تحت‌فرماندهی جداگانه قرار می‌گرفتند. انسان باید این فرماندهان را آرام می‌کرد، پس چه بهتر که فرمانده را بپرستد و به او قربانی پیش‌کش کند. حافظ «همه‌دینی» است. در مسلمانی حافظ تردید نکنیم:
عشقت رسد به فریاد گر خود به‌سان حافظ/ قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت
حافظ به عربی تاحد سرودن شعر به آن زبان تسلط دارد و این یعنی امکان خواندن تمامی متن‌ها و مدارک موجود در هر دو زبان. آیا فکر می‌کنید حافظ چنین امکانی را اگر تا انتها و قطرۀ آخر ننوشد، بدون استفاده رها می‌کند؟ احتمالا حافظ خواندنی‌های هردو زبان را تا آن‌جا که مقدور بوده و تا سرحد حفظ‌شدن خوانده است. او لقب حافظ را از همین‌جا آورده است.
اگرچه حافظ نیز مثل اغلب گویندگان قدیم، به دانش‌های زمانۀ خود آگاهی دارد، اما، میدان اصلی حافظ، علوم انسانی است، به‌طوری که ردّپای شاخه‌های مختلف آن در شعرهایش دیده می‌شود. اشارات حافظ به سایر ادیان این سرزمین حکایت از روح بزرگ «لسان‌الغیب» دارد.
حافظ یکی از رازهای خود را گشوده است: پیر مغان. حافظ دریادل شده بود. می‌توان با اصطلاحات متداول امروزی گفت دارای سعۀصدر بود یا به‌ تساهل و تسامح رسیده بود، اما این اصطلاحات کمی دور از ذهن و خیلی عربی است. حافظ دریادل بود و به «همه‌دینی» رسید. برایش همۀ ادیان و فرقه‌های مختلف محترم بود. از جنگ داخلی ادیان حیرت می‌کرد و از آن دوری می‌جست. دیر مغان، پرستشگاه زرتشتیان است. آتشکده و آتشدان دارد که در آن همیشه آتش روشن است. دل ما عاشق است و از عشق دارد می‌سوزد و به نور عشق روشن است و به گرمای عشق زنده است. ما آتشگاه متحرکیم و به همین دلیل ما را عزیز می‌دارند. حافظ به این ترتیب اشاره‌های جدی به دین زرتشتی می‌کند. زرتشت پیام‌آور بزرگ سرزمین پهناور آریایی‌ها بوده و ایرانیان او را بسیار گرامی داشته‌اند. آتشی که ابراهیم پیامبر را در آن انداختند، به‌دست نمرود، دیکتاتور خودکامۀ بابل، روشن شد: به باغ تازه کن آیین دین زردشتی/ کنون که لاله برافروخت آتش نمرود
اما هنوز این همۀ داستانِ همه‌دینی حافظ نیست:
وگر باور نمی‌داری رو از صورتگر چین پرس/ که مانی نسخه می‌خواهد ز نوک کلک مشکینم
آنان که به چین رفتند به شایستگی و احترام پذیرفته شدند، منتها وادار شدند نام چینی برای خود برگزینند، به همین جهت ردیابی تاریخی آنان به‌مراتب دشوارتر شده است.».

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس