آخرین خبرها

دریچۀ دو / اجازه دهید نهادهای مشارکتی قدرت بگیرند

در موضوع مشارکت به نظر می‌رسد برنامه‌ریزی‌ها به شکل زنجیره‌ای اتفاق نمی‌افتد. مشارکت‌های مقطعی صورت می‌گیرد مثلا هر چهار سال یک‌بار مردم در انتخابات شرکت می‌کنند، یک نفر یا یک گروه برمی‌گزینند، ولی بعد رها می‌شوند و زنجیرۀ مشارکت شکل نمی‌گیرد. به نظرتان برای اینکه این زنجیره انسجام پیدا کند، چه باید کرد؟
گفتم ما زمانی مشارکت جدی داشتیم و مردم خودشان جامعه را می‌گرداندند. چطور می‌گرداندند؟ یک‌سری نهاد در جامعه وجود داشت که مردم به آن‌ها اعتماد داشتند. این نهادها حالا از بین رفته‌اند یعنی کارکردشان را از دست داده‌اند. مساجد الان فقط موقع نماز باز می‌شوند و بیشتر بازنشسته‌ها و سالمندان به آن می‌روند. حسینیه‌ها فقط در عاشورا و تاسوعا فعال‌اند، زورخانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها هم که کلا از بین رفته‌اند. اگر شما الان می‌گویید مردم چهار‌سال یک‌بار مشارکت می‌کنند، به این دلیل است که نهادی به نام نهاد انتخابات پا گرفته و جدی شده است. مردم شرکت می‌کنند، شورای شهرشان را انتخاب می‌کنند و از‌طریق آن نهادها بر وضعیت شهرشان تأثیر می‌گذارند، چون نهادش هست. باید نهادهایی در شهر و محلات شکل بگیرند و قدرت و توانمندی پیدا کنند، به آن‌ها وظایف سپرده شود و مردم مشارکت کنند و اثر مشارکت را هم در زندگی‌شان ببینند؛ نهادهایی که ممکن است خود مردم آن‌ها را شکل بدهند، مثل نهادهای محیط زیستی و سازمان‌های مردم‌نهاد. باید اجازه بدهند این نهادها شکل بگیرد و به آن‌ها قدرت بدهند. اگر این‌ها شکل بگیرند، ازطریق آن‌ها مشارکت مردم هم شکل می‌گیرد. مشارکت خودجوش که مردم بریزند در خیابان فایده ندارد. مشارکت باید کانالیزه شود. اصناف و نهادهای مدنی قوی شوند. ایده‌اش هست، ولی نباید بترسند و واقعاً کار را به مردم واگذار کنند. در‌نهایت مشارکت به‌شکل جدی پا خواهد گرفت.

همین موضوع مطرح است؛ الان اگر مردم هم بخواهند مشارکت داشته باشند، ساختارهای آن فراهم نیست. چیزی که مردم الان از مشارکت فهمیده‌اند، بیشتر مشارکت مالی است و در نهادهای حکومتی و مدیریتی بیشتر در این زمینه از مشارکت مردم استقبال می‌کنند. در سایر زمینه‌ها ساختار مناسبی برای مشارکت مردم طراحی نشده است.
این در مشارکت اشتباه‌ است. ما باید مشارکت‌ها را هدفمند و سودده کنیم به‌سمت مشارکت‌های مالی؛ مثلا همین الان شهرداری دارد میلیاردها تومان برای جمع‌آوری زباله هزینه می‌کند. مثلا سرانۀ هر نفر روزی ٢هزار تومان می‌شود. به مردم گفته شود شما باید این پول را بدهید، اما ما راهکار به شما می‌دهیم که این پول را نپردازید، مثلا با جداکردن زبالۀ تر و خشک‌. همین یک کار روزی چندمیلیارد هزینۀ شهرداری را کاهش می‌دهد. پس این کار شدنی است و اگر به‌شکل منسجم ساختاری برای آن ایجاد شود، بعد‌از پنج‌سال می‌بینید نهادینه شده است.

یعنی اگر بخواهیم به‌طور جدی‌ مشارکت مردم را شاهد باشیم باید برایش بسترهای قانونی تعریف کنیم تا مشارکت فقط در حرف مدیران نباشد.
بله، حرف که فایده ندارد! تا حالا این همه سال گفته‌اند، هیچ فایدۀ جدی نداشته است. اولا شهردار و شورای شهر باید به مشارکت مردم اعتقاد داشته باشد. دوم اینکه حاضر باشد از وظایفش، به مردم و نهادهایی که فعالیت دارند -و اصلا لازم نیست نهاد جدیدی تعریف شود- تفویض کند، نهادهایی مثل شورای اجتماعی محلات، مساجد و‌... . بعد کارهایی به آن‌ها سپرده شود و مردم ورود پیدا کنند و از مشارکت سود ببینند. نه لزوما سود مادی، مثلا سود اجتماعی. احترام ببینند، توجه ببینند، حل‌شدن مشکلشان را ببینند. این فرایند است که مشارکت را ایجاد و گسترده می‌کند.
itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس