آخرین خبرها

شعار اتاق شیشه‌ای می‌تواند برگ برنده مدیریت شهری باشد

گفتید از سال١٣١٠ که نهادهای مدرن شکل گرفتند، ساختارهای سنتی را از بین بردند و خود نتوانستند جایگزین مناسبی باشند. به‌هر‌‌حال مدرنیزاسیون، فرایندی اجتناب‌ناپذیر بوده است. دیگر کشورهای توسعه‌یافته هم همین نهادها را دارند، ولی سطح مشارکت در آن‌ها خیلی زیاد است. چه شد که ما این نهادها را در جامعۀ خودمان کپی کردیم، ولی فقط توانستیم ظاهرش را شکل دهیم و کشورهای دیگر مشکلی با این نهادها ندارند؟
اولا من به آینده خوش‌بین هستم. کشوری مثل فرانسه چند‌صد‌سال طول کشیده تا به وضعیت فعلی برسد . ما خیلی دیر شروع کردیم. مقایسۀ خودمان با اروپای فعلی، کار اشتباهی است. اگر سرعتمان را نگاه کنیم و خودمان را با سه‌سالگی آن‌ها مقایسه کنیم، می‌بینیم که وضعمان بد نیست.

خب چرا همین وضع را ادامه می‌دهیم؟ می‌توانستیم از تجربیات آن‌ها درس بگیریم و سرعتمان را بیشتر کنیم.
این به یک مسئلۀ ساختاری برمی‌گردد که نفت است. کشورهای اروپایی بخش نسبتاً زیادی از درآمدشان را به‌صورت مستقیم از مالیات به دست می‌آورند و در‌ازای مالیاتی که می‌گیرند، همان‌قدر هم باید به مردمشان پاسخ‌گو باشند. آنجا اصلا این ابهام وجود ندارد که پول‌ها چطور خرج شد. در‌حالی‌که ما در کشورمان همچنان این عدم‌شفافیت را داریم و همچنان قسمت اعظم درآمدمان از نفت است. در هرجای دنیا، اگر پول نفت مستقیم وارد بودجه شود و دولت مستقیم از آن استفاده کند و قسمت اعظم بودجه را شامل شود، به‌دنبالش عدم پاسخگویی به‌شکل ساختاری شکل
خواهد گرفت.

اما در شهرداری قضیه فرق می‌کند. شهرداری بیشتر درآمدش را از عوارض و پروانه و...و در‌واقع از مردم به دست می‌آورد ولی می‌بینیم آن شفافیت شکل نگرفته است.
اینجا جایی است که به نظر من نقطۀ برد است. در شهرداری‌ها این فرایند تازه شروع شده. از حدود سال٧٨ که شوراهای محلات شکل گرفت تا الان، یعنی در کمتر از دو دهه، مسیر بدی نرفته است. اولا فهمیده‌ که مردم مهم‌ هستند. البته فقط فهمیده، اجرا نکرده! ولی چون فهمیده، قدم مهمی بوده. درست است که شورای اجتماعی محلات کارآمد نبوده، ولی همین که شکل گرفته مهم است. الان چند موردشهرداری‌های مهم از‌جمله تهران، مشهد، اصفهان، شعار «اتاق شیشه‌ای» و شفافیت را مطرح کرده‌اند. حتی اگر به این راحتی آن را اجرا نکنند، که نمی‌توان اجرا کرد، طرح‌کردن آن هم مهم است. این اتفاق کم‌کم دارد در حوزۀ شهرداری‌ها رخ می‌دهد. من می‌گویم این اتفاق مبارکی است و اگر تداوم پیدا کند و شهرداری‌ها به‌سمت شفافیت بروند، اعتماد مردم هم به آن‌ها افزایش پیدا می‌کند. حتی در شهرداری گذشته می‌دیدم که نظر مردم برایشان مهم است و نظرسنجی‌های مختلف انجام
می‌دهند.
کاری ندارم که چقدر این نظرسنجی‌ها را در مدیریت اعمال می‌کردند، ولی همین که شروع به پرسیدن می‌کنند و نظر مردم برایشان مهم می‌شود، راهش را پیدا می‌کنند تا مردم را در مسائل و مشکلات و حل آن‌ها بیشتر مشارکت بدهند. ایران باید الگوی خود را پیدا کند. نمی‌توانیم دقیقاً بشویم مثل سوئیس. ما باید الگوی خودمان را پیدا کنیم و به نظر من پیدا هم می‌شود. در یکی‌دو دهۀ بعد، شوراها و شهرداری‌هایی که می‌آیند، کم‌کم مجبورند این مسیر را بروند. اگر می‌خواهند مشکلات شهرشان و هزینه‌های آن کاهش پیدا کند، مجبور می‌شوند که مردم را مشارکت بدهند. اگر می‌خواهند مشکلات اجتماعی حل شود، باید مردم را پای مشارکت بیاورند و اگر می‌خواهند مردم را پای مشارکت بیاورند، باید اعتماد آن‌ها را جلب کنند. اگر می‌خواهند اعتماد مردم را جلب کنند، باید شفافیت داشته و پاسخ‌گو باشند. راهی جز این ندارند. اگر این مسیر را بروند، خود‌به‌خود نهادهای آن هم ایجاد می‌شود. من به آینده خوش‌بینم که این اتفاق
بیفتد.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس