آخرین خبرها

دخترعموی عاشق

متین نیشابوری- آدم‌ها آرزوهای زیادی دارند، آرزوهایی قشنگ که برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنند، مثل من که بزرگ‌ترین آرزویم این است که همیشه لبخند بر صورت شوهرم ببینم. او هم آرزوهایی دارد. گاهی دلش تنگ می‌شود و دوست دارد دست نوازشی بر سر دختر و پسرم بکشد. گاهی آرزو می‌کند ای کاش می‌توانست خودش از عهدۀ کارهایش بربیاید.
من و شوهرم دخترعمو‌پسرعمو هستیم. با عشق و علاقه ازدواج کردیم. صاحب دو فرزند شدیم. شوهرم هرروز سر کار می‌رفت و برای لقمه‌ای نان حلال تلاش می‌کرد اما، یک روز، در حال کار، حادثه‌ای وحشتناک برایش رخ داد و هردو دست او از کتف جدا شد. قطع امید کرده و دست به دعا برداشته بودیم. خدا رحم کرد و او، با تلاش پزشکان، به زندگی بازگشت. ۱۲سال از آن حادثه می‌گذرد. در این مدت، همسرم از داروهای آرام‌بخش استفاده می‌کند و گوشه‌نشینی را انتخاب کرده است. در هر نفسی که می‌کشم خدا را شکر می‌کنم که سایۀ پسرعمویم روی سرماست. من عاشق او هستم و از جان و دل دوستش دارم. وقتی سر سفره غذا دهانش می‌گذارم و لبخندش را می‌بینم‌، وقتی می‌گوید «دست‌پختت خیلی خوشمزه است.». اگر کس دیگری به او غذا بدهد، می‌گوید: «دختر عمو‌، غذا اصلا به من نچسبید!». در تمام این سال‌ها سر کار می‌روم و، برای گذران زندگی‌مان‌، با عشق و علاقه تلاش کرده‌ام. اصلا هم خسته نیستم و ذره‌ای تردید به دلم راه نمی‌دهم که با مشکلات زندگی چه می‌خواهم بکنم. همین که خدا با ماست و سایۀ شوهرم روی سر من و بچه‌هایم است خدا را شاکرم.
گاهی که زن و شوهرهایی را می‌بینم که ناشکری می‌کنند و سر مسئلۀ کوچکی قهر و دعوا دارند و قدر قشنگی‌های زندگی‌شان را نمی‌دانند، دلم می‌گیرد و به حالشان افسوس می‌خورم. یادمان باشد در هر لحظه و هر مرحله از زندگی‌مان باید احساس خوشبختی کنیم و این یعنی دل به رضای خدا دادن و عاشقانه زندگی کردن.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس