آخرین خبرها

طنزپردازان، در قاب تنگ تلویزیون

مدت‌هاست که پای شاعران طنزپرداز به برنامه‌های تلویزیونی باز شده و به‌عنوان مجلس‌آرا در برخی برنامه‌های تلویزیونی مشاهده می‌شوند. برنامه‌ای که بخواهد مورد‌توجه عوام قرار بگیرد و بودجۀ فراوانی هم داشته باشد مثل «خندوانه» سراغ کمدین‌هایی می‌رود که مردم با چهره و صدای آن‌ها آشنا هستند. این کمدین‌ها جلوِ دوربین به شاد کردن مردم می‌پردازند. برنامه‌ای که بودجۀ کمتری داشته باشد به‌سراغ کمدین‌های درجه‌دو و سه می‌رود. برنامه‌ای هم که بودجه نداشته باشد و یا سازندگانش بخواهند پول کمتری خرج کنند به‌سراغ شاعران طنزپرداز می‌رود.حال سؤال اینجاست که چرا شاعران طنزپرداز این‌قدر به این برنامه‌های سطح‌پایین علاقه نشان می‌دهند و با رغبت در این برنامه‌ها حاضر می‌شوند. مشکل اینجاست که بسیاری از کسانی که در این برنامه‌ها شرکت می‌کنند شاعر نیستند و ناظم هستند؛ طنزپرداز نیستند و فکاهه‌نویس هستند. گذشته از این تعاریف تخصصی، میل به دیده‌شدن باعث علاقۀ فراوان طنزپردازان به رسانه‌ای مانند تلویزیون شده است. این روزها نوشتن برای برخی از رسانه‌هااصلا به‌چشم نمی‌آید و چشم بسیاری از مسئولان برنامه‌های فرهنگی هم به تلویزیون است. اگر فردی را در قاب تلویزیون ببینند، علاقمند می‌شوند که از او برای حضور در برنامه‌هایشان دعوت کنند. حال طنزپردازی که ازطریق کتاب و فضای مکتوب دیده نمی‌شود خود را به هر دری می‌زند که مورد‌پسند قرار گیرد و به برنامه‌های فرهنگی دعوت شود و بیشتر در چشم و موردتوجه باشد. یکی از همین درها درِ برنامه‌های بی‌ارزش تلویزیونی است، دری که بر پاشنۀ همین طنزپردازان بینوا می‌چرخد. در این برنامه‌ها نه‌تنها هیچ پولی برای تقدیر از زحمات این‌ها پرداخت نمی‌کنند، منتی هم بر سرشان می‌گذارند که باعث دیده‌شدنشان شده‌اند.
علیرضا لبش
itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس