گریۀ مینا

سراغ عیش از این محفل مجو کز جوش دل‌تنگی‌
صدای گریه پیچیده است بر خندیدن مینا
بهاری در نظر گل می‌کند اما نمی‌دانم‌
به طبع غنچه‌ها رنگ است یا خون در تن مینا
بیدل چهار غزل با همین وزن و قافیه و ردیف دارد و این‌ها دو بیت از دو غزل از این خانواده است. آنچه سبب شد در‌کنار هم بگذارمشان حسی است که در هر‌دو به‌موازات هم وجود دارد، یک فضای سرد، اندوهگین و توأم با مه‌آلودگی.
ریختن شراب از مینا را خندیدن مینا می‌داند، ولی می‌گوید: «این‌بار در این خندیدن گریه پیچیده است.». در‌عین‌حال دل‌تنگی با تنگی شیشه هم ارتباط دارد.
اما شاعر چه چیزی را خندیدن یا گریۀ مینا دانسته است و آن صدایی که پیچیده است چه صدایی است؟ این همان صدای قلقل میناست که موقع ریختن شراب به گوش می‌رسد. دیده‌اید که وقتی آب یا شربتی از ظرفی گلو باریک می‌ریزیم صدای قلقلی از آن به گوش می‌رسد؟ همان‌چیزی که در این بیت باز از همان غزل‌ها
می‌بینیم:
به سعی بی‌خودی قلقل‌نوای ساز نیرنگم‌
شکست رنگ دارد این‌قدر نالیدن مینا.
در بیت دوم می‌گوید: «من نشانه‌هایی از یک بهار را می‌بینم که در نظرم هویدا می‌شود، ولی هیچ روشن نیست که این حاصل یک بهار واقعی است، از رنگی که در طبع غنچه‌ها دویده است یا خونی است که در تن میناست. [چیزی که می‌شود آن را خون دل مینا دانست.]».
و این هم دو بیت دیگر از یکی از این چهار غزل:
ز بخت نارسا نگرفت دستم گردن مینا
مگر مژگان دمانَد اشک و گیرد دامن مینا
نشاط جاودان خواهی‌؟ دلی را صید الفت کن‌
که مستی‌هاست موقوف به‌دست‌آوردن مینا.
محمدکاظم کاظمی

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس