ریشه یابی قصه‌های تلخ

شهروند: درود بر شما! فردا نوبت کیست؟ قصۀ تلخ ملیکاها و آتناها و تبدیل به جریان و تکرار شده است و این تکرار در ایران اسلامی به صور گوناگون درحال وقوع است و متأسفانه در کشورهایی که با مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی روبه‌رو هستند، نمود بیشتری دارد. قطعاً درد بی‌درمانی نیست. ریشه در
کجاست؟!
قصه‌های تلخی که نخست باید ریشه‌یابی شود و در‌جهت ریشه‌کن‌نمودن آن قبل از رسیدن به نقطۀ بحران تعجیل کرد. کوتاه سخن آنکه در کشورهای پیشرفته، نابهنجاری‌ها درحال کنترل است و از سوی دیگر در مبارزه با مفاسد و بزهکاری‌ها خود صاحب سبک و علم هستند. در ایران چه خبر است؟ متأسفانه ما ایرانیان چند سالی است آن‌قدر درگیر حاشیه‌های سیاسی‌، دنیوی و روانی شده‌ایم که سر‌رشتۀ زندگی‌مان در حال گسیختن است.
وقتی مسئولین محترم غافل از آموزش خانواده‌ها و کودکان و نوجوانان و سند توسعۀ آموزش هستند و ترس از رسانه‌ای‌کردن بزهکاری‌ها دارند چگونه می‌توان شاخص‌های آموزش را ریشه‌یابی و فراگیر نمود؟ به‌راستی در بدنۀ قوای سه‌گانۀ کشور و رأس مدیریت کشور جامعه‌شناس و روان‌شناس داریم؟ در رده‌های پایین‌تر‌، بدنۀ شوراهای اسلامی شهر و روستا چطور؟ اگر فردی باشد، که نیست، چقدر قدرت تصمیم‌گیری و ارائۀ نظر دارد؟ در زندگی شخصی و روزمرۀ خانواده‌ها‌، هر یک از ما در طول زندگی یک بار هم شده که به روان‌شناس رجوع کنیم؟ در آموزش و پرورش‌، دانشگاه‌ها و مجامع‌، جامعه‌شناسان و روان‌شناسان در چه جایگاهی قرار دارند؟ سابق بر این، اگر اتفاقی ناگوار برای فرد و خانواده می‌افتاد و یا قتلی صورت می‌گرفت مردم چه حالی داشتند؟! خود بخوانید حدیث مفصل. نتیجه اینکه‌، دلجویی دوستان و کل مردم ایران از خانواده‌های درگیر و دا‌غ‌دار نشان از همبستگی و قدرت بی‌بدیل وجود عشق در ایران و ایرانیان است. افسوس که سر به زیر و گریبان می‌دریم آنجا که سخن از سیاست است غافل از یک ذره تفکر در بنیان فرهنگی و اجتماعی.
itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس