عکس‌های خیانت

متین نیشابوری- سه سال قبل‌، بعد از آنکه مادرم برای جشن تولدم یک گوشی تلفن همراه خرید، در فضای مجازی با سعید آشنا شدم. این آشنایی به یک رابطۀ عاطفی و مراسم خواستگاری ختم شد. پدرم می‌گفت: «دخترم باید درس بخواند و هنوز دهانش بوی شیر می‌دهد.» اما نمی‌دانست من دل‌باختۀ سعید شده‌ام و برای رسیدن به او کارمان به تهدید و دعوا کشیده می‌شود. پدرم، از ترس آبرویش، کوتاه آمد و ما ازدواج کردیم. ما دوران عقد را سپری می‌کنیم و هنوز سر‌ خانه و زندگی خودمان نرفته‌ایم. هنوز شش ماه از ازدواجم نمی‌گذرد که دچار مشکل روحی و روانی شده‌ام. سعید دربارۀ من حساسیت بیش‌ازحد به خرج می‌دهد. سر کوچک‌ترین بهانه‌ای نیز مرا به باد تهمت‌های ناروا می‌گیرد و مدام به من مشکوک است. خواهرم معتقد بود این مشکلات مال دوران عقد است و، سر زندگی خودمان که برویم، اوضاع درست می‌شود اما سعید مدام مرا کنترل می‌کند‌، اجازه ندارم بدون حضور او حتی با پدر و مادرم از خانه بیرون بروم و هرشب یک ساعت گوشی تلفن همراهم را بررسی می‌کند. حالم از این رفتارهایش به هم می‌خورد. چند روز قبل، به طور اتفاقی، وقتی خواب بود گوشی تلفنش را برداشتم. پیام‌هایی عاشقانه از یک شمارۀ ناشناس برایش ارسال شده بود. در فایل عکس‌هایش نیز تصاویری از یک زن دیدم. سرم درد گرفت. شماره را برداشتم و با آن زن تماس گرفتم. خیلی عادی می‌گفت مدتی است با شوهرم در فضای مجازی آشنا شده است و همدیگر را دوست دارند. از شوهرم به خاطر این کارش توضیح خواستم. یک ماه است که قهر کرده است و می‌گوید قصد دارد از من انتقام بگیرد. دست‌به‌دامان کارشناس کلانتری شده‌ام. سعید احساس عاشقانه‌ام را به تنفر تبدیل کرده است.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس