ادامه از صفحه ٩

شورش
صولت‌السلطنۀ هزاره
... محدودیت‌هایی که متفقین برای نیروهای نظامی ایران به‌وجود آورده بودند برداشته شده بود. دولت مرکزی که حالِ خراسان را به‌واسطۀ شورش صولت‌السلطنه وخیم می‌دید علی منصور، نخست‌وزیر سابق، را به‌عنوان استاندار خراسان برگزید و به مشهد فرستاد.
سیدعلی میرنیا در جلد دوم کتاب وقایع خاور ایران مدعی است که صولت‌السلطنه کوشید با ایجاد کمین در منطقۀ سنگ‌بست و به‌گروگان‌گرفتن منصور دولت مرکزی را برای پذیرش مطالباتش تحت‌فشار بگذارد، اما به‌دلیل آگاهی منصور از نقشۀ وی و تغییر مسیر حرکتش صولت‌السلطنه موفق به تکمیل نقشه‌اش نشد. البته این دیدگاه مخالفانی دارد که معتقدند صولت‌السلطنه تا نیشابور به استقبال منصور رفت و می‌خواست با او مذاکره و سازش کند، اما منصور راه خود را کج کرد که با صولت‌السلطنه روبه‌رو نشود. به‌نظر می‌رسد دیدگاه سیدعلی میرنیا بیشتر با وقایع آن روزهای خراسان تطابق داشته باشد.
یوسف متولی حقیقی در جلد دوم کتاب تاریخ معاصر مشهد می‌نویسد: «با استقرار منصور در مشهد وی بر‌آن شد تا با اعزام نمایندگانی ازقبیل گلمکانی و کوثر به‌سوی صولت‌السلطنه او را وادار به تسلیم و اطاعت از دولت کند، اما این مذاکرات ره به جایی نبرد.». مدتی بعد نیروهای صولت‌السلطنه با حمله به کامیون‌های حامل بار و مسافرانی که قصد عزیمت به نقاط مختلف خراسان، ازجمله مشهد، را داشتند، آن‌ها را غارت کردند و بر شرایط بحرانی به‌وجود‌آمده
دامن زدند.
منصور سرهنگ بیگلری را مأمور خاتمه‌دادن به غائلۀ صولت‌السلطنه کرد. او نیز با تیپ تحت‌امرش به‌سمت سنگ‌بست، محل استقرار نیروهای صولت‌السلطنه، حرکت کرد و در این محل روز ١٣ بهمن ١٣٢٠ و در سرمای شدید زمستان نبردی سنگین میان دو طرف درگرفت که ٢ روز به‌طول انجامید و با شکست سنگین نیروهای صولت‌السلطنه به‌پایان رسید. نیروهای وی در‌پی این شکست به‌سمت تربت‌جام عقب‌نشینی کردند. خود او و برادرانش هم راهی کلات نادری شدند و در این شهر که به‌لحاظ دفاعی بسیار مستحکم بود مستقر شدند. نیروهای دولتی نیز بی‌درنگ خود را به فریمان رساندند و بقایای نیروهای صولت‌السلطنه در این شهر را تار‌و‌مار کردند و موفق به تصرف فریمان شدند.


بیماری موهن لفاظی
... عالی است امن گردد و این خطاکاران به سزای طراری‌های خویش برسند، این کمترین نیز به مال خود رسیده و الباقی عمر به دعاگویی آن خاطر خطیر مشغول باشد. بدیهی است شیرینی شحنگان محفوظ و حق‌الزحمۀ کاتبان و چاکران درگاه بلند‌مرتبۀ داروغگی حسب‌الامر عالی بر ذمۀ این‌جانب وظیفه‌ای واجب است که ادا خواهد شد. محمد رزاز. شوال‌المکرم ١١٨٠.».
مکتوب بالا متن شکایت‌نامه‌ای معمولی و ساده است که منشیان حکومتی آن را برای استیفای حقوق محمد رزاز و شکایت او از دزدان دار‌الحکومه نوشته‌اند، در‌صورتی‌که اصل موضوع، بدون حواشی نالازم و احمقانه، چیزی حدود دو سطر بیش نیست، اما امان از رسوم ناپسند و غلط! به‌هر‌حال این روحیۀ دراز نویسی و درازگویی و اظهار خاکساری و بندگی در ضمیر مردمان مضمر است، چنان‌که تا‌به امروز نیز امتداد یافته است. این‌گونه تعارفات و تجملات مکتوب و شفاهی، جدای از اینکه نشانۀ ضعف در شخصیت نویسنده و گوینده است، باعث می‌شود امر بر مخاطب مشتبه شود و هر نالایقی گمان کند جبه‌اش به عرش می‌ساید و در توهم و خودبینی گرفتار آید؛ لذا پسندیده است انسان معاصر در ابراز خضوع در نوشتن و گفتن حد نگه دارد و شأن خود و مخاطب را محفوظ و کرامت آدمی را پاس دارد.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس