آخرین خبرها

مشت بر سندان/ حاشیۀ مشهد و مصائب از یاد‌رفته‌اش

گفته می‌شود کلان‌شهر مشهد حدود یک‌پنجم تهران جمعیت دارد. در کمال شگفتی جمعیت حاشیه‌نشین آن، اگر با میزان حاشیه‌نشینان پایتخت برابر نباشد، چندان هم کمتر از آن نیست. این خبر غیر‌رسمی که دهان به دهان می‌شود، چنانچه حتی شمه‌ای از واقعیت را دربرگیرد و چنانچه حتی نیمی از واقعیت هم باشد، نشان‌دهندۀ وضعیتی فوق‌العاده خطرناک و بحرانی برای این کلان‌شهر است. نظربه آمارهای موجود، که البته به تفکیک قابل دسترسی نیست، و نظربه تقسیم‌بندی محلات و جمعیت ساکن در آن‌ها، به‌سادگی می‌توان دریافت که شهر ما از نگاه بحران حاشیه‌نشینی، با کمال تأسف، یکی از شهرهای با وضعیت «هشدار» در کشور و چه‌بسا جهان است.
خوشبختانه طی دهۀ اخیر، برخلاف پیش از آن، مسئولان شهری مشهد متوجه این تهدید بالقوه و بسیار ویرانگر شده و تمهیداتی برای آن اندیشیده‌اند،اما اوضاع به‌گونه‌ای پیش می‌رود که نهادهای عامل همواره از روند بسیار سریع توسعۀ این بلیۀ اجتماعی عقب می‌مانند، بدین معنی که رشد محلات حاشیه‌ای در مشهد آن‌چنان برق‌آساست که هنوز برای علاج یکی از آن‌ها برنامه‌ریزی‌تان کامل نشده دو محلۀ مشابه دیگر چون قارچ در سمت دیگری از شهر سر برمی‌آورد. البته باید پذیرفت که یک بخش، و چه‌بسا بخش اصلی رشد حاشیه‌نشینی در کلان‌شهر مشهد، آن‌هم با این سرعت باور‌نکردنی و محیر‌العقول، ناشی از عوامل متعددی است که وقتی دست به دست هم می‌دهند و یک‌جا می‌شوند چنین فاجعه‌ای را به‌وجود می‌آورند. منظور آن است که سیاست‌های شهری و مدیریت متعاقب آن، هر‌قدر هم از گذشته‌های دور تا امروز غلط و نارسا بوده است، نمی‌توانسته تا این حد به چنین بلیه‌ای دامن بزند.
مشهد، نزدیک‌ترین کلان‌شهر کشور به مرزهای افغانستان است، کشوری که پس از سوریه، بیشترین مهاجر را به سراسر جهان می‌فرستد. اولین رسوب این سیل مهاجران افغانستانی در ایران و مشهد رخ می‌دهد. از گذشته‌های دور تا امروز صدها‌هزار مهاجر قانونی و غیر‌قانونی افغانستانی ساکن مشهد شده‌اند. هستۀ اصلی اغلب محلات حاشیه‌نشین مشهد را همین مهاجران تشکیل می‌دهند. شهر مقدس مشهد در‌کنار یک پایتخت اروپایی یعنی «رم» بزرگ‌ترین کلان‌شهر مذهبی جهان است. این مقوله هم برای جذب و سکونت صدها هزار نفر از اطراف و اکناف مملکت و چه‌بسا جهان در مشهد عامل مهمی است. تمام آن‌ها که می‌آیند لزوماً در شمار طبقۀ متوسط به بالا نیستند؛ بسیاری از آن‌ها خانواده‌هایی هستند که یکسره به محلات حاشیۀ شهر گسیل و باعث توسعۀ سرسام‌آور و روزافزون آنجا می‌شوند.
در سه دهۀ‌ اخیر، بحران آب به‌طور محسوسی سرتاسر منطقۀ ما را تحت‌تأثیر منفی خود قرار داده است. خشک‌سالی‌های پی‌در‌پی باعث مهاجرت‌های بی‌سابقه و تاریخی به کشور ما و به‌ویژه پهنه‌های مرکز و شرق مملکت شده است، تاحدی‌که درعین ناباوری هزاران روستا در شرق ایران و به‌ویژه در استان‌های خراسان رضوی، خراسان جنوبی، سیستان‌وبلوچستان و کرمان و سمنان خالی شده‌اند. بسیاری از این روستا‌ها زیرساخت‌های اولیه‌شان کامل است، یعنی دارای برق و حتی گاز و تلفن نیز هستند، اما آنچه به میزان لازم دردسترس ندارند، آب است.
خشم طبیعت پیامد خود، سیلی از مهاجرت‌های وسیع را سبب شده و برای روستاییان سرخورده و تهیدست، چه جایی بهتر از کلان‌شهر مذهبی و مقدسی چون مشهد که به‌سبب وسعت و بزرگی، تاحد زیادی امید یافتن شغل، حتی اگر شده مشاغل کاذبی چون دست‌فروشی و دلالی و... یا مشاغل سخت نظیر کارگری ساختمان و امثالهم در آن وجود دارد. مهم‌تر از آن، نزدیکی این کلان‌شهر به روستاهای بحران‌زده و امید معنوی پناه‌بردن به هشتمین خورشید و بارگاه نورانی آن حضرت، صدها هزار روستایی گریزان از خشک‌سالی را به اینجا روان کرد.
در‌کنار این عوامل اصلی، ده‌ها عامل خرد و کلان دیگر هم طی چند دهۀ اخیر، اسباب رشد جمعیت برق‌آسای مشهد را فراهم کرد. توانایی مدیریت شهری محدود بود و گنجایش هدایت و حمایت چنین سیلابی از شهروندان را نداشت. به‌ناچار در بسیاری از مناطق آن‌ها به حال خود رها شدند و محلات اقماری چون قارچ سر بر کرد و متولد شد. باز هم گلی به جمال مدیران شهری این کلان‌شهر، که از پس زیر‌ساخت‌های اولیه نظیر خدمات شهری معمول، از آب و برق و مخابرات و آسفالت و... گرفته تا خدمات آموزشی و بهداشتی و... برآمدند و این امکانات را برای این امواج عظیم مهاجران تا‌حد قابل قبولی فراهم کردند. باری، این رویه تا امروز شاید کندتر شده باشد، اما متوقف نشده است. در یک دهۀ اخیر، این واقعیت دربارۀ مشهد پذیرفته شده و همین گام اول و مهم‌ترین قدم است، یعنی به‌رسمیت‌شناختن این معضل بزرگ و آغاز تلاش جدی همۀ مراکز و ادارات و نهادها برای کنترل و تبدیل آن از یک تهدید به یک فرصت؛ کاری که شروع شده است، اما به نظر می‌رسد هنوز هم سرعت و دقت نظر لازمه را ندارد. این مقدمۀ مطول و چه‌بسا خسته‌کننده را باذکر برخی جزئیات قلمی کردم تا شورای شهر و مدیران نورسیدۀ شهری مشهد متوجه حساسیت فوق‌العادۀ این ماجرا باشند. به‌خاطر خدا و آسایش خودشان هم که شده در این مورد خاص، سرکوفت‌های جناحی را فراموش کنند و با یک فراخوان عمومی همۀ مراکز و چهره‌ها را پای کار بیاورند. باور کنید عوارض این رخداد تاریخی از آنچه همۀ ما تصور می‌کنیم می‌تواند خیلی‌خیلی ویرانگر‌تر و خطرناک‌تر باشد، آن‌هم در مقیاس ملی، و نه چون قبل‌تر، در مقیاس محلی و استانی. پس هر چه زودتر آستین‌ها را بالا بزنیم.
محمد حسین جعفریان
itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس