نسخه پی دی اف
آخرین خبرها

خوب اما کلیشه‌ای

حمزه ابراهیم زاده - پویانمایی در ایران سال به سال رشد کرده‌است و خوشبختانه طی چندسال اخیر شاهدپویانمایی‌هایی بوده‌ایم که از نظر مسائل فنی تکنولوژیک سر و شکل ظاهری پویانمایی‌های استاندارد جهانی را دارا بوده‌اند. فیلشاه هم یکی از این آثار است که سعی کرده‌است با تصویرسازی جذاب و رنگارنگ مخاطب کودک و نوجوان را روی صندلی سینما بنشاند و واقعه‌ای تاریخی را از منظری پرورده خیال روایت کند.
یکی از آسیب‌های جدی‌ پویانمایی در ایران که تبدیل به معضلی برای آن‌ها شده‌است، مسئله فیلم‌نامه بوده است. گروه هنری پویا علی‌رغم مهارتی که در خلق فضای دوست داشتنی برای کودکان در «شاهزاده رم» از خود نشان داد، از ناحیه فیلم‌نامه ضربه جدی خورد طوری که نتوانست طرف‌داران زیادی میان کودکان برای خود دست و پا کند. فیلشاه فیلم‌نامه بهتری دارد اما به نظر من همچنان موفق به ارتباط‌گیری با مخاطب کم سن و سال نخواهد شد و برای بزرگ‌سالان هم جذابیت لازم را فراهم
نخواهد آورد.
برای موفق شدن پویانمایی که می‌خواهد به واقعه‌ای تاریخی که پشتش اعتقاداتی وجود دارد، بپردازد، شناخت قوه تشخیص و ادراک کودکان امری ضروری و غیر قابل اجتناب است. بزرگ‌ترین معضل فیلشاه هم از نبود این شناخت
به‌وجود می‌آید.
به عنوان یک اصل فیلم‌نامه‌ای، نباید این فرض نزد نویسنده وجود داشته باشد که مخاطب ماجرای اصلی را می‌داند و من کافی‌است صرفا به دیدگاه خودم نسبت به آن ماجرا بپردازم. این اصل برای فیلشاه چندین برابر اهمیت دارد چون احتمال اینکه توده کودکان چیزی از داستان اصلی ندانند زیاد است. این امر نیاز به پرداخت بیشتری در فیلم‌نامه داشت تا به این وضعیت دچار نشود: فیلم از زمان آمادگی برای حمله، رنگ و بوی تماما متفاوتی می‌گیرد و احساس دوپارگی به مخاطب می‌دهد. توصیه دیگری که در نوشتن فیلم‌نامه‌ پویانمایی معمولا ذکر می‌شود، خلق صحنه‌ها و شخصیت‌های کمیک و بامزه است که فیلشاه علی‌رغم تلاشی که کرده (مثل آن پرنده کوچکی که در گوش شادفیل خانه کرده و تا حدی شخصیت فراموش شده است) نتوانسته لحظات بامزه چندانی خلق کند و از یکنواختی خود را برهاند. ترس فیل از موش تا حدی کلیشه‌ای است و میان خود فیل‌ها هم کاراکتر و ارتباط جذابی گنجانده نشده است. با همه این‌ها، فیلم‌نامه نکات مثبتی هم دارد: شخصیت شادفیل خوب پرداخته شده‌است، بعضی از دیالوگ‌ها خوب نوشته شده‌اند و سیر کلی داستان قابل قبول است.در زمینه تصویرسازی با وجود همه قوت ها، متأسفانه فیل‌ها از یکدیگر چندان قابل تشخیص نیستند، مگر اینکه صدای آن‌ها به کمک ما بیایند. ضمن اینکه وقتی به پویانمایی‌های مطرح شرکت‌های آمریکایی نگاه می‌اندازیم از به تصویر کشیدن خصایص شخصیتی در چهره کاراکتر شگفت‌زده می‌شویم؛ برخلاف فیلشاه که چندان در این زمینه موفق
نبوده‌است.
در موارد مربوط به صدا، دوبله و موسیقی، فیلشاه واقعا ضعیف ظاهر شده است. حاشیه صوتی بیش از حد خلوت و تنک است. در صحنه‌های مسابقات و مبارزات صدای آمبیانس چندانی نمی‌شنویم (صدای تشویق تماشاگران، صدای پای فیل‌ها و سایر حیوانات و دوبله پرسروصدا و هیجان انگیز)، موسیقی هم، آن‌طور که باید به مهیج تر شدن صحنه‌ها کمک
نکرده است.
در آخر، کاراکتر اصلی در طول فیلم دوبار متحول می‌شود: یک‌بار از شادفیل به شاه فیل – شخصیتی مهربان و حساس تبدیل می‌شود به کاراکتری خشن و بی احساس- و بار دیگر از شاه فیل به فیلشاه که این بار نه از سوی شاه انسان‌ها، بلکه از سوی گله فیل‌ها به عنوان شاه انتخاب
می‌شود.
به نظرم هر دو تحول نیاز به پرداخت بیشتری داشتند تا ناگهانی و بی مقدمه به نظر نرسند. به نظرم هم در فیلم‌نامه و هم در کارگردانی باید بیشتر به گروه فیل‌ها پرداخته می‌شد تا رهبری بر آن‌ها در پایان فیلم موفقیتی چشم‌گیر برای شادفیل به حساب بیاید. در این حالت، مخاطب کم سن و سال با احساس رضایت بیشتری از سالن سینما
خارج می‌شد.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس