نسخه پی دی اف
آخرین خبرها

دایره شک

متین نیشابوری- اگر شوهرم بفهمد چه دسته‌گلی به آب داده‌ام دمار از روزگارم درمی‌آورد. تازه آشتی کرده بودیم و می‌خواستم اعتمادش را جلب کنم اما دوباره کارها خراب شد. هرچه می‌کشم از رفاقت با یکی از دوستان دوران مدرسه‌ام است. شوهرم از همان روز اول درباره علاقه بیش‌ازحد من و دوستم حساسیت نشان داد. می‌گفت راضی نیست وقت و بی‌وقت با این دختر رفت‌وآمد داشته باشم اما من -به توصیه خواهرم- نمی‌خواستم افسار زندگی‌ام را دست او بدهم، و به حرف‌هایش گوش نمی‌کردم. بارها و بارها سر این مسئله با هم دعوا و بگومگو کردیم. شوهرم اوایل کوتاه می‌آمد ولی کم‌کم با لج‌بازی‌های هردوی ما مشکل جدی شد. آخرین‌بار پس از یک دعوای مفصل قهر کردم و به خانه پدرم رفتم. دو سه روز گذشت. منتظرش بودم مثل همیشه دنبالم بیاید و معذرت‌خواهی کند. خبری از او نشد. هرچه به گوشی تلفن همراهش زنگ می‌زدم جواب نمی‌داد. دلشوره داشتم و دست از پا درازتر به خانه برگشتم. توپش خیلی پر بود. معذرت‌خواهی کردم. قرار شد رفت‌وآمدم را با دوستم مدیریت کنم، و آشتی کردیم. اوضاع داشت آرام می‌شد که دیروز دوستم زنگ زد. می‌گفت به جشن تولد یکی از آشنایانشان برویم. شوهرم سرکار بود. بدون اجازه او ماشین را برداشتم و به این میهمانی رفتم. در راه برگشت، به خاطر سرعت زیاد، ویراژ دادن و آلودگی صوتی، پلیس به ما دستور ایست داد. دوستم گفت به دستور پلیس توجه نکن. دستپاچه شده بودم. به داخل خیابانی فرعی پیچیدم و با خودروی تصادف کردم. خسارت زیاد نبود و به خیر گذشت. فقط مانده‌ام چه پاسخی به خاطر این تیپ و قیافه اجق‌وجق‌، رفتن به میهمانی، سرعت زیا‌د و آلودگی صوتی به شوهرم بدهم. امیدوارم با کمک کارشناس مشاوره پلیس مشکلی به وجود نیاید. من اشتباه کرده‌ام و باید از همسرم عذرخواهی کنم. فقط می‌توانم بگویم زندگی مشترک یعنی رفاقت‌، صداقت‌، اعتماد و درک متقابل.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس