نسخه پی دی اف

فال خیانت

متین نیشابوری- کنار خیابان نشسته بود و لباس‌های محلی به تن داشت. با لهجه عجیبی حرف می‌زد. این زن گفت: ناراحت و درهم کشیده‌ای، باخودت حرف می‌زنی، دل شکسته‌ای و خیری از زندگی‌ات ندیده‌ای. زن جوان در حالی که لبخندی مرموز داشت و شمرده‌شمرده حرف می‌زد، النگوهای بدلش را تکان داد و گفت: زندگی‌ات مثل صدای جیرینگ‌جیرینگ این النگوها پرسروصداست. از کسی ناراحتی که خیلی به او خوبی کرده‌ای و توقع نداشتی نامردی و خیانت ببینی. مثل اسپند روی آتش بی‌قرار شده بودم. پرسیدم: یعنی خیانت هم در کار است؟ زن فالگیر با سرنخی که به دستش دادم، رشته کلام را به دست گرفت و گفت: ۱۰۰ هزار تومان بده تا عشق معشوقه‌ات را طلسم
کنم و...
نمی‌فهمیدم چه می‌گوید. پولی به زن دوره‌گرد دادم و به خانه برگشتم. فکر می‌کردم همسرم که وابستگی شدیدی به گوشی تلفن همراهش دارد و به همین خاطر هم مشکل داشتیم، به خواستگار قبلی‌اش علاقه دارد و...
از کوره در رفته بودم و بدجور کتکش زدم. به خانه همسایه فرار کرد و بعد هم پدر و مادرش آمدند و او را بردند. کارمان به مرز طلاق کشیده شده بود. ما را به مرکز مشاوره آرامش پلیس معرفی کردند. در اینجا فهمیدم چه حماقتی کرده‌ام. همسرم با گوشی تلفنش پیگیر مشکل خواهرش بوده که گویا مشکل نازایی دارد. متأسفانه مخفی‌کاری همسرم باعث شد در ماه‌های اول زندگی‌مان دچار شک و بدبینی شوم. من اشتباه کردم و نمی‌دانم با چه عقلی به یک زن بی‌سواد ولگرد که در خیابان از کنار هرکس رد می‌شد، می‌گفت: بده فالت را بگیرم! اعتماد کردم. من آن روز بعد از دعوا با همسرم از خانه بیرون زده بودم که آن زن فالگیر سر راهم سبز شد. اگر آدم عقل خودش را به‌کار گیرد، هیچ‌وقت به یک مشت حرف چرت‌وپرت که معلوم نیست چه عواقبی می‌تواند داشته باشد، اعتماد نمی‌کند. من وقتی می‌دیدم سر همسرم بیشتر وقت‌ها توی گوشی‌اش است، زجر می‌کشیدم به همین خاطر دچار سوءتفاهم شدم.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس