آخرین خبرها

مصرف فرهنگی و مسئولیت ما

بسیار دربارۀ لزوم رونق گرفتن بازار تولیدات فرهنگی «خوانده‌ایم و شنیدیم و گفته‌اند». همیشه هم ما نفر بی‌گناه قصه‌ایم و باید اولیای امور و هنرمندان و دیگرانی باشند که کار کنند و تولیدات بومی‌ را گسترش بدهند و برای مبانی و ارزش‌های ما حرف نو تولید کنند.
خب طبیعی است که اولیای امور مسئول‌اند و هنرمندان اینکاره‌اند و آن‌ها باید کاری کنند، ولی ما بی‌گناهیم که بچه‌هامان باب اسفنجی می‌بینند و همۀ ذهنشان پر از محصولات کارتونی خارجی است! خب ما چه‌کار کنیم؟! ما طفلکی‌ها که کاری از دستمان بر‌نمی‌آید!
اما واقعیت این است که بازار را نیاز می‌سازد و تقاضا، و نه عرضه. زبل‌های عالم تجارت و تولید هم تلاش می‌کنند که نیاز کاذب ایجاد کنند و آن‌وقت محصولی بسازند که این نیاز کاذب را که حالا به‌مدد شعبده‌ها واقعیت هم دارد پاسخ بدهند.
این بار بیایید از خودمان بپرسیم «آیا اصلا ما نیاز به محصول فرهنگی سالم را احساس می‌کنیم؟». معروف است که در زندان‌ها در بخش معتادان با آن‌همه مراقبت همیشه موادفروش هم پیدا می‌شود و دکه و دکان خودش را -البته به‌صورت پنهان- دارد. حالا آیا ما به‌عنوان مردم اصلا از نیاز خودمان به تولیدات فرهنگی خبر داریم؟
مصرف فرهنگی یکی از راه‌های نجات از فرهنگ مصرفی است، ولی ما که اصولا از بخشی از وجود خودمان بی‌خبریم مگر وقت گل نی احساس کنیم که مثلا به خواندن رمانی دربارۀ حضرت شاهچراغ نیاز داریم یا اینکه ترانه‌ای که وقت حرکت به‌سمت مشهد عزیز در ماشین بارها به آن گوش می‌دهیم باید نسبتی با معارف رضوی داشته باشد .
تمرین ساده‌ای که می‌تواند به ما در این راه کمک کند این است که سهمی‌ از درآمدمان را به خرید محصولات فرهنگی اختصاص دهیم و کم‌کم آن را افزایش دهیم. این مبلغ هر‌چقدر ناچیز باشد برای شروع خوب است. حتی پنج یا ده‌هزار تومان برای خریدن کتاب مبلغ خوبی است. حداقل می‌شود در ماه یک کتاب خرید و همین مختصر ما را وارد دنیای خریداران کتاب می‌کند. هرچقدر هم تولید رونق بگیرد موفقیت ما در بحث فرهنگ وابسته به رونق مصرف فرهنگی است.
تا اخلاق ما در برخورد با محصول فرهنگی تغییر نکند تولید فرهنگی رونق نخواهد گرفت. وقتی یک مبلغ ناچیز را صرف خرید کالای فرهنگی می‌کنیم مجبوریم به اینکه چه می‌خریم فکر کنیم و همین مختصر دروازۀ آشنایی ما با دنیای تولیدات فرهنگی است. اگر هرکدام ما این کار ساده را انجام بدهیم، بعد از یکی دو سال اتفاق شگفتی در مصرف فرهنگی خواهد افتاد و طبعاً این اتفاق مسیر و کیفیت تولید را تغییر خواهد داد.
هیچ‌کس به‌اندازۀ مخاطب در تعیین محتوای اثر هنری مؤثر نیست. زنده‌یاد اخوان‌ثالث در جایی نوشته است که فلان شاعر شاخص ما وقتی مذهبی‌ها دورش را می‌گرفتند برای اولیا شعر می‌گفت و وقتی چپ‌ها دورش جمع می‌شدند و شنوندۀ شعرش بودند برای خلق کارگر شعر می‌گفت. درست است که این بیان با قدری مزاح همراه است، ولی حقیقت دارد. هنرمند به‌تنهایی اثر هنری را خلق نمی‌کند، بلکه او رگه‌های ناب طلا را در معدن اجتماع کشف می‌کند و شنونده و مخاطب حساس و آگاه در فرایند تولید اثر سهیم است.
ما، اگر خوانندۀ آثار خوب و مشتری محصولات خوب باشیم، خود را در معرض صاعقه‌هایی قرار داده‌ایم که باران‌هایی را در ما بر خواهند انگیخت و به همین سادگی به باشگاه تولیدکنندگان خواهیم پیوست. حتی، اگر سهم ما در تولید فرهنگی یک کلمه باشد، نباید دست‌کم بگیریمش؛ چه‌بسا که آن یک کلمه همان کن‌فیکونی باشد که مجموعۀ تجربۀ تولید فرهنگی ما منتظر آن است.
علی‌محمد مؤدب

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس