آخرین خبرها

برخی‌ها تمام طول سال بی‌وقفه کار می‌کنند تا بتوانند باز هم اندکی بیشتر کار کنند؛ کار، کار،‌ بازم کار

معین اصغری- اگر به تقویم مراجعه کنید به شما ٢٢ژوئیه را نشان می‌دهد که روز الغای برده‌داری است. اگر سری هم به بازار کار بزنید، خواهید دید که تقویم فقط یک روز بی‌خاصیت را جشن می‌گیرد. روزی که مثلا در سال١٨۶٢ قانون برده‌داری لغو شد اما حقیقت چیز دیگری است. به نظر شما کسی که از هشت صبح تا هشت شب، در یک کارگاه شیرینی‌پزی با تنها وقت استراحت ناهار و نماز و دستشویی و با حقوق تقریبا ۶٠٠تومان کار می‌کند، می‌توان او را برده نام برد یا نه؟ و آیا به نظر شما صاحب آن کارگاه یک ارباب بی‌رحم هست یا نیست؟ خب این یک مدلش هست ولی بگذارید کمی هم درباره آن طرف ماجرا حرف بزنیم. یعنی کسانی که دلشان فقط کار می‌خواهد و کار. کسانی که اصلا هم از اینکه پرکار باشند،‌ دل پری ندارند که هیچ،‌ کلی هم کیف می‌کنند.
این روزها مدیران اجرایی در اطراف خود با چالش‌های بی‌شماری روبه‌رو هستند. این افراد می‌بایست با اتکا به انتخاب‌های آگاهانه میان زندگی شغلی و شخصی خود تعادل ایجاد نمایند. یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های شاغلین در محیط کار به همین امر بستگی داشته و به راحتی می‌تواند سلامت جسمی و ذهنی آن‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهد. باید توجه داشت که انبوه مشکلات عدیده‌ای که در پی اعتیاد به کار ایجاد می‌شوند نه به نوع شغل فرد مورد نظر بستگی دارند و نه به جنسیت وی. در حقیقت این مشکل می‌تواند برای کلیه افرادی که در شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی مشغول به فعالیت هستند یا حتی کسانی که به طور شخصی برای خود در هر حرفه‌ای کار می‌کنند، ایجاد شود. سندروم کار یکی از بیماری‌های خطرناک دنیای مدرن است. سندرومی که خیلی از ما را به یک معتاد تمام عیار تبدیل کرده است.
..........................................
اگر چه اعتیاد به کار، یک مشکل و دغدغه‌ جدید نیست اما به نظر می‌رسد ظهور و توسعه ابزارها و فن‌آوری‌های جدید ارتباطی شامل اینترنت و موبایل و لپ‌تاپ و ابزارهای مشابه، شکل‌های پیچیده‌تر و شدیدتری از اعتیاد به کار را در زندگی ما ایجاد کرده است. ابزارهای نوین ارتباطی هم‌زمان با اینکه زمینه‌ اعتیاد به کار را بیشتر از گذشته فراهم کرده‌اند، شکل ظاهری آن را هم به شیوه‌ای تغییر داده‌اند که اعتیاد به کار به سادگی گذشته حس نمی‌شود و به اندازه‌‌‌ قبل، تلخ و تاریک به نظر نمی‌رسد. شاید در گذشته بیشتر کسانی که معتاد به کار بودند، خودشان این ویژگی را به نوعی لمس می‌کردند اما امروز معتادان زیادی را می‌بینید که ممکن است اصلاً‌ به این مسئله توجه نکرده باشند که در دام اعتیاد به کار گرفتار شده‌اند.
﷯ چه کسی معتاد است؟
اعتیاد کاری نتیجه خواست فردی، بی‌استعدادی، نبود تحصیلات کافی، اشکالات اخلاقی یا خانوادگی نیست. در بسیاری از نمونه‌ها تعداد زیادی از افرادی که به این اختلال دچار می‌شوند، خودشان هم از مشکل خود بی‌اطلاعند. تنها چیزی که می‌دانند اینکه زندگی دیگر برایشان جذابیت ندارد و این امر، هم به محیط کار و هم به خانه بسط پیدا می‌کرد. در برخی نمونه‌های دیگر هم افراد به موفقیت‌های بسیار زیادی می‌رسند اما این موفقیت‌ها توانایی جلب رضایت آن‌ها را ندارد. کسی که به کار کردن معتاد می‌شود، سعی می‌کند هر روز سخت‌‌تر از روز گذشته کار کند و به موفقیت‌های بیشتری برسد؛ چراکه نمی‌تواند لحظه‌ای استراحت کند، وقایع اطراف خود را احساس کند و بوی موفقیت‌های امروز خود را استشمام کند. این برنامه‌های فشرده کاری نشئت گرفته از عوامل درونی‌تر نظیر احساس ناامنی و تصویر مخرب ذهنی شخصی باشد. در بسیاری از موارد رفتارهای فرد معتاد به کار شامل تحمیل کردن کارهای زیاد به خودش است. متاسفانه این افراد درک صحیحی از شخصیت درونی خود ندارد. در برخی موارد دیده شده که با استفاده از دارو یا الکل سعی در التیام بخشیدن آلام خود دارند و می‌خواهند از این طریق خودشان را کنترل کنند و تا می‌توانند از احساسات فاصله بگیرند.
اشتباه نکنید! سخت‌کوشی یا اعتیاد؟
برخی افراد «تیپ الف» هستند و در واقع شخصیت آن‌ها به گونه‌ای است که به شدت سخت‌کوشند. این افراد هم کار خود را به خوبی انجام می‌دهند و هم از اوقات فراغت خود نهایت استفاده را می‌برند اما در عین حال یک مرز مشخص میان مسائل کاری و مسائل شخصی کشیده‌اند.از سوی دیگر هیچ یک از این امور در مورد کسی که دچار اختلال کاری است، صدق نمی‌کند. زمانی که فرد معتاد به کار متوجه مشکل خود می‌شود، تصور می‌کند که کنترلی روی زندگی خود ندارد و همه چیز به شغلش بستگی دارد و نمی‌تواند حدود مشخصی را میان حوزه کاری و حیطه شخصی زندگی خود قائل شود. علاوه بر تعداد بی‌شماری از عواقب منفی که این امر در بر دارد، آن‌ها در تمام طول عمر خود همچنان از الگوی غلط کاری پیروی می‌کنند و به آن ادامه می‌دهند.
درست مانند سایر موارد اعتیاد، «بی‌توجهی» شرایط را بدتر می‌کند و همین امر باعث می‌شود که افراد مبتلا به این اختلال توانایی کمک گرفتن از دیگران را نداشته باشند. بی‌توجهی مانند مانعی، دید آن‌ها را نسبت به وقایع و حقایق زندگی مسدود می‌کند و سبب می‌شود که تشخیص درستی از مسائل شخصی پیرامون خود نداشته باشند. معمولاً در حادترین حالت اختلال این افراد دچار نوعی حس خود برتربینی می‌شوند که مصادر آن هم در زندگی شغلی و هم در حیطه شخصی نمود پیدا می‌کند. «کار» آن‌ها تبدیل می‌شود به «شخصیت» آن‌ها و تصور می‌کنند کارشان می‌گوید که چه کسی هستند، نه اینکه کار صرفاً فعلی باشد که انجام می‌دهند.
﷯ سندروم کار
البته حتماً شما هم این تجربه را داشته‌اید که اعتیاد به کار، همیشه بار منفی ندارد و گاهی اوقات به یک ژست خیلی حرفه‌ای و آبرومند هم برای بعضی از ما تبدیل می‌شود. البته در ادبیات علمی امروز، دیگر معتاد به کار بودن صرفاً به معنای معتاد به شغل بودن نیست؛ بلکه معتاد بودن به هر نوع اشتغال و فعالیت است؛ حتی معتاد بودن به ورزش، فعالیت‌های هنری و موسیقی هم در نظر بسیاری از روان‌‌شناسان در همین گروه قرار می‌گیرند.دکتر برایان رابینسون کتابی دارد با عنوان «زنجیر شده به میز». این کتاب از جمله کتب کلاسیک در زمینه اعتیاد به کار است که این مسئله را از جنبه های مختلف بررسی می‌کند. او در بخشی از این کتاب می‌نویسد:
«فکر نکنید همه‌ معتادان به کار باید میلیاردر باشند و با ماشین‌های گرا‌‌ن‌قیمت جاب‌جا شوند. حتی فکر نکنید که معتادان به کار همگی حقوق‌های میلیونی می‌گیرند و در رده‌های بالای سازمان‌ها مشغول به کارند. اعتیاد به کار یک الگوی رفتاری است که در هر کسی و در هر موقعیتی ممکن است روی دهد؛ مدیرعاملی که چند ساعت بعد باید در بیمارستان عمل شود و همان‌جا به موبایل و لپ‌تاپش چسبیده،‌ معتاد به کار محسوب می‌شود. کسی که در حال رانندگی، یادداشت‌هایش را روی موبایل می‌نویسد. روان‌شناس یا مشاوری که هنر نه گفتن به بیمار یا مراجعه‌کننده را ندارد و چنان برنامه‌ فشرده‌ای برای خودش ایجاد می‌کند که روح و جسمش در مدتی کوتاه مستهلک و فرسوده می‌شود. معماری که در رختخواب به ابعاد بالکن خانه‌ای فکر می‌کند که طراحی کرده و ناگهان احساس می‌کند که خطایی در آن طراحی وجود دارد. مادری که شغل دارد، خانه‌داری هم می‌کند، بچه‌ها را هم مدرسه می‌برد، شام هم آماده می‌کند و در این میان دنبال ثبت‌نام یک کلاس روان‌شناسی هم هست!»
اعتیاد به کار در دو زمینه عوارض خودش را نشان می‌دهد:
عوارض با نشانه‌های فیزیولوژیک مانند سردرد و خستگی و سوء‌هاضمه و تیک‌های عصبی/ عوارض روانی و رفتاری مانند زود از کوره در رفتن. بی‌خوابی. بیش‌فعالی. فراموش‌کاری و خستگی.
﷯ یک حقیقت مرگ‌بار
متاسفانه در وضعیت اجتماعی حال حاضر ممکن است فردی که مبتلا به اعتیاد شغلی است مورد تشویق و حمایت قرار بگیرد؛ چراکه کارفرمایان با زندگی خصوصی این افراد ارتباط برقرار نکرده و از مشکلات آن‌ها آگاهی ندارند. ضرر و زیانی که این تشویق‌ها به بیماران وارد می‌کند، زیاد است و جبران‌ناپذیر. آن‌ها با این تشویق‌ها بیشتر کار می‌کنند، سود بیشتری به شرکت‌‌ها می‌رسانند و ضررهای بیشتری را به جان می‌خرند و تا‌آنجایی‌که عواقب جبران‌ناپذیری را تجربه نکنند، دست از کار نمی‌کشند.
در دنیای تجارت امروزی که خرید شرکت یا موسسه توسط کارمندان، ادغام شرکت‌ها، تصاحب عمده سهام شرکت‌ها و اخراج خدمه رواج زیادی پیدا کرده، شاید دور از انتظار نباشد که ببینیم شرکت‌ها جاهلانه افراد مبتلا به اعتیاد کاری را تشویق می‌کنند. بسیاری از شرکت‌های بزرگ همچنان در جهالت و بی‌توجهی غرق شده‌اند و نمی‌دانند که چه مشکلات بزرگی این افراد را تهدید می‌کند. این مشکلات می‌توانند از نبود دل‌گرمی در این افراد شروع شده و تا آزار و اذیت فردی، اضطراب بیش از اندازه و سایر مشکلات شخصی مانند طلاق و در نهایت ترک کار ادامه پیدا می‌کند. چنین شرایطی می‌تواند به سرعت استرس و تنش بی‌شائبه‌ای را در فرد ایجاد کند و باعث ایجاد هرج و مرج و آشفتگی در محیط کار او شود. کسانی که دچار اختلال اعتیاد به کار هستند، تصور می‌کنند که همواره در حال راه رفتن روی لبه تیغ هستند.
..........................................
شاید شما هم به سندروم کار مبتلا شده باشید اما هنوز اطلاعی از آن ندارید
یک آزمون مهم
اگر می‌خواهید بدانید شما هم به سندروم کار دچار شده‌اید یا نه، به سوالات زیر پاسخ دهید. در انتهای مطلب نتیجه را می‌توانید ببینید:
۱- چند ساعت کار می‌کنید و چه میزان از وقت خود را با دوستان و خانواده صرف می‌کنید؟ آیا برنامه‌ریزی‌های کاری شما برای مسائل اجتماعی و خانوادگی شما مشکل ایجاد کرده است؟
۲- آیا زمانی که نوبت به محدودیت تعیین کردن برای کار می‌رسد قدرت خود را از دست می‌دهید؟ وقتی صحبت از زودتر به خانه رفتن و صرف‌‌نظر کردن از کار به میان می‌آید، احساس می‌کنید که کنترل و اختیار ندارید؟
۳- آیا نمی‌توانید به خوبی از ثمره کارهایی که انجام داده‌اید، لذت ببرید و علی‌رغم تمکن مالی و افتخار شغلی از زندگی خود راضی نبوده و از آن لذت نمی‌برید؟
۴- آیا زیر قول‌هایی که به خود، خانواده و دوستانتان داده‌اید، می‌زنید؟ و به خاطر مسائل کاری برنامه مسافرت و... را بر هم می‌زنید؟
۵- آیا الگوی کاری شما اجازه لذت بردن از کارهایی که قبلاً خوشحالتان می‌کرد، مانند مسافرت رفتن، ماهی‌گیری، ورزش، موزه و مطالعه را به شما نمی‌دهد؟
۶- آیا زمانی که در تعطیلات به سر می‌برید برایتان خیلی دشوار است که از کار دل بکنید و بی‌اختیار با استفاده از تلفن، لپ‌تاپ و تبلت باز هم خود را درگیر مسائل کاری می‌کنید؟
٧- آیا سلامت خود را به دلیل ساعات متمادی کاری در خطر می‌بینید؟ آیا با اینکه پزشک، مشاور یا همکارتان به شما گوشزد کرده که بهتر است کمی استراحت کنید، همچنان به خودتان فشار می‌آورید؟
٨- خیلی زود عصبانی می‌شوید و از کوره در می‌‌روید؟ آیا اطرافیان به همین دلیل تمایلی به برقراری ارتباط با شما ندارند؟ آیا احساس می‌کنید که عوض شده‌اید؟
اگر پاسخ شما به سه مورد (یا بیشتر) از سوال‌های فوق مثبت باشد به احتمال زیاد دچار اختلال اعتیاد کاری هستید. سعی نکنید خودتان به شخصه و بدون اینکه از دیگران کمک بگیرید، مشکلتان را حل کنید. نصایح یک مشاور حرفه‌ای در این زمینه بسیار سودمند خواهد بود.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس