نسخه پی دی اف
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
-

نگاهی به فیلم «گشت۲» ساخته سعید سهیلی؛ گشت بی‌نهایت با ارشاد یا بی‌ارشاد

.


احسان زیورعالم- «گشت۲» فیلمی نیست که ارزش نقدکردن داشته باشد، بلکه حواشی آن برای خوانش جذاب است. اینکه با آن بفهمیم چگونه در این سال‌ها ذائقه هنری مردم تربیت نشد و نتیجه‌اش ملغمه‌های روی پرده شده است. برخی آن را سخیف خواندند، برخی تندتر از آن برخی‌ها گفتند رکیک است. در مصاحبه‌ای از واژه پفکی در توصیفش استفاده شد. برخی مدعی شدند منتقدی شکوائیه به خانه ملت برده است که این محصول، آفت‌زده است و مصرفش برای ملت موجب امراض. در آن‌سو، روی صفحه سرد و خاکستری تلویزیون، عده‌ای پشت به قرمزی تند صحنه، آن را فاجعه نامیدند که دهن‌کجی به مخاطب ایرانی است، اما همه این‌ها یک نتیجه داد. تاکنون که این متن نوشته می‌شود رقم «١٢٬٢٢٠٬۶٨٧٬٠٠٠تومان» در برابر اسمش دیده می‌شود و این در حالی است که آخرین ساخته سعید سهیلی تا دو هفته آینده روی پرده می‌ماند. حال سؤال این است که چرا با این همه وامصیبتا، این اثر گل‌درشت پرونده سعید سهیلی که هیچ‌گاه فیلم‌ساز بزرگ و شاخصی نبوده است، هیچ‌گاه از باب سینمایی نامش در تاریخ ثبت نخواهد شد، به چنین فروشی رسیده است.«گشت٢» سعید سهیلی نیز فیلم بی‌منطقی است. کاری به دیالوگ‌هایش نداریم که بیشترین پیکان‌ها هم بدان‌سو است. کاری به تکه‌پرانی‌های سیاسی آن هم نداریم. بحثمان بر سر روایت است و داستانی که فیلم قصد دارد برایمان نقل کند. بی‌منطقی از آن‌سوست. جایی که وقتی از کسی بپرسید چه دیدی، نمی‌تواند یک داستان منسجم بگوید یا آنکه کلیتی از اثر نقل کند. او تنها می‌تواند بگوید سه مأمور قلابی پس از آزادی از زندان گردهم می‌آیند و در انتقام از یک آقازاده، ثروت بادآورده او را از چنگش می‌ربایند. این داستان فقط کمتر از ١۵دقیقه از فیلم را تشکیل می‌دهد. پرسش دیگری روبه‌روی‌مان است: فیلم درباره چیست؟ حال برسیم که چرا در برابر فیلم «گشت ٢» چنین رقم درشت پرصفری دیده می‌شود. پاسخ را باید در میان مخاطبان جست. مخاطبانی که تمایلشان به دیدن فیلم‌های نه‌چندان درگیرانه است. فیلم سهیلی یک فیلم سهل‌الوصول است. یک‌بار مصرف است. می‌بینی و دور می‌اندازی. درگیرت نمی‌کند. مثل تئاتر آزاد است. می‌روی تا همان قصه قدیمی را با کمی شوخی ببینی، چند عبارت کنایی با عطر و بوی نجاسات بشری می‌شنوی و برایش قهقهه می‌زنی. بیرون که آمدی تو را نه کاتارسیس ارسطویی شده است و نه به شیوه برشتی با پرسش‌ها محاصره شده‌ای. فقط می‌خندی.این همان چیزی است که حوزه هنری چندی است آن را شناخته است. سینماهایش را در اختیار تئاتر آزاد قرار می‌دهد و سرگروهی «گشت ٢» را به عهده می‌گیرد. او می‌داند دیگر این گوش‌ها به این واژگان بدهکار نیست: سخیف و رکیک و مستهجن و مبتذل. عجیب نیست حوزه هنری «آس‌وپاس» را پخش می‌کند. جامعه مخاطب هنرهای نمایشی، چه تئاتر و چه سینما، مدت‌هاست به دنبال راحت‌الحلقوم است و نهادهای متولی هم آن را می‌دانند. برای نگارنده دور از ذهن نیست حوزه هنری نیز به سمت ساخت بی‌منطق‌ها برود. متولیان فرهنگی کشور در سال‌هایی که می‌توانستند ذائقه عموم مردم را تربیت کنند و به جای هزینه ساخت فیلم‌های نادیدنی، به آموزش بپردازند؛ امروز خود دهان به اعتراض علیه چیزی چون «گشت ٢» می‌گشایند. نتیجه آنکه با جامعه‌ای مواجهیم که محبوبش «گشت٢» است. آنان فیلم را سخیف نمی‌دانند؛ بلکه دلشان هم خنک می‌شود. در آن آقازاده‌ای به مجازات می‌رسد و آن بیت‌المال هدر رفته به دست مالکان حقیقی‌اش می‌رسد. آنان هیچ‌وقت «سوپ اردک» ندیده‌اند. پس به این «گشت» می‌خندند و آن یکی را به سویی پرت می‌کنند. تربیت ذائقه هم زمان‌بر است و متولی آن را می‌داند. حوصله‌اش را هم ندارد؛ چون تخصصش را هم ندارد. آن هم که دارد نمی‌داند می‌ماند یا خیر. پس در همواره روی همین پاشنه می‌چرخد. سهیلی ایده ساخت «گشت٣» را هم دارد. باز هم به همان شمایل . پولش را هم که دارد. برایش بیش از ١۵میلیارد پیش‌بینی می‌کنیم. این را در کنار پخش ویدئویی هم باید گذاشت. باز هم سروصدا به‌پا می‌کند. فیلمش پخش می‌شود و باز هم همین آش است و همین کاسه. سهیلی هم دیگر مردی از جنس باران و بلور نمی‌سازد؛ چون او هیچ‌گاه مهم نبوده است. او فیلمی می‌سازد که نه خود اثر؛ بلکه حواشی‌اش ارزش خوانش دارد. چون خبری از متولی آموزش فرهنگی در کشور وجود ندارد. من هم کسی را نمی‌بینم. دیدید معرفی کنید. گناه از سهیلی نیست که پول دارد و می‌سازد، گناه از اوست که پول داشت و نساخت.