آخرین خبرها

دلیل و چگونگی به‌توپ بسته شدن حرم مطهر

بخش چهارم  -در قسمت‌های قبل اشاره کردیم که روس‌ها با وجود حمایت‌های اولیه از شورشیان مستقر در حرم مطهر ناگاه تغییر رویه دادند و خواستار پایان دادن به شورش شدند. فیروز کاظم‌زاده در کتاب روس و انگلیس در ایران با استناد به برخی مدارک تاریخی و اسناد بایگانی وزارت خارجۀ روسیۀ تزاری می‌نویسد: «سرکنسول [روسیه در مشهد] می‌بایست از گفتگو با والی خراسان و مشورت با یاغیان متحصن در آستانه و ملاقات‌های بی‌حاصل با سایکس [کنسول انگلیس] و دست برداشتنِ تا حدی خائنانۀ روسیه از حمایت محمدعلی‌شاه آزرده‌خاطر شده‌ باشد؛ از این رو، هم‌چون میلر و نکراسوف و پوخیتونوف، ترجیح داد که به سربازان روس تکیه کند.».قوای روسیه، در اواسط اسفندماه سال ١٢٩٠، وارد مشهد شده و بخش مهمی از آن را اشغال کرده‌ بودند. این واقعه مصادف با اقدامات این‌چنینی آن‌ها در شرق مازندران و خلع سلاح اشراری مانند علی قلیچ در آن منطقه بود. در واقع می‌توان این‌گونه نتیجه گرفت که روس‌ها پس از ناامید شدن از تسلط دوبارۀ محمدعلی‌شاه بر ایران تصمیم گرفتند در مناطق تحت نفوذی که آن‌ها را طبق قرارداد ١٩٠٧ میلادی با انگلیسی‌ها به‌دست آورده‌ بودند بیشتر اعمال قدرت کنند و نفوذ خود را از طریق قوای نظامی‌شان مستحکم‌تر سازند. بدیهی است که در پیش گرفتن چنین سیاستی بدون برقرار کردن نظم و امنیت ممکن و میسر نبود.در پی این تصمیم، دابیژا، سرکنسول روسیه در مشهد، اوایل سال ١٢٩١ خورشیدی، به رکن‌الدوله اخطار داد که، اگر هرچه سریع‌تر کاری برای سرکوب شورش نکند، باید استعفا دهد و شهر را به روس‌ها بسپارد. او که از انجام دادن این کار عاجز بود استعفای خود را به سرکنسول روسیه تقدیم کرد. به این ترتیب روس‌ها، در نوروز سال ١٢٩١ خورشیدی، شهر مشهد را اشغال کردند.
به‌نوشتۀ فیروز کاظم‌زاده، «در ٢۴ مارس [= ۴ فروردین]، دابیژا از ژنرال ردکو درخواست کرد که سررشتۀ قدرت را به‌دست گیرد. روزِ دیگر سربازان روسی در کوچه‌ها پاس می‌دادند و گشت می‌زدند. به این ترتیب نظم برقرار شد و والی خراسان، رکن‌الدوله، استعفا کرد. تنها آستانه در دست افراد متعصب و مرتجع
باقی ماند.».
روس‌ها از یوسف‌خان هراتی خواستند که سلاح را زمین بگذارد و تسلیم شود. او که ابداً انتظار چنین رویۀ خائنانه‌ای را از روس‌ها نداشت در ظاهر خشمگین شد و بنای تهدید نیروهای روسی را گذاشت و طی یادداشتی به دابیژا نوشت: «چیزی نمانده است که از بست بیرون آیم و همۀ روس‌ها و دیگر فرنگیان را به‌دار آویزم و تکه‌پاره کنم.»! این وضعیت تا صبح روز شنبه، ١٠ فروردین‌ماه سال ١٢٩١خورشیدی، ادامه
داشت.
روس‌ها که پس از اشغال مشهد در پی نشان دادن اقتدارشان بودند تصمیم گرفتند حرم مطهر امام رضا (ع) را به‌توپ ببندند.
ملا محمدهاشم خراسانی که از شاهدان وقایع آن روزها بوده‌ در کتاب منتخب‌التواریخ می‌نویسد: «حقیر میان مسجد جامع [گوهرشاد] بودم. شخص بادکوبه‌ای که دکان و مغازۀ بزرگی داشت با حال بسیار مضطربی آمد.
با اشک جاری و آهسته گفت: هر خاکی دارید
بر سر بریزید که امروز عصر توپ به گنبد مطهر خواهند بست. حقیر گفتم: شما از کجا دانستید؟! گفت: علاوه بر آنکه به ما رعایای خود خبر کردند، امروز صبح پهین [= پِهِن، مدفوع خشک‌شدۀ گاو] آورده‌اند و جلو توپ‌ها ریخته‌اند و این علامت آن است که توپ از مواضع متعدده
خواهند زد.».
محمدجواد حقیقت

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس