نسخه پی دی اف
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
-

دیدگاه دو / عباس ذال؛ جانباز دفاع مقدس: «دوویجی» نفس‌گیر بود

.


از شهدا و خدمات «ادوات» کمتر شنیده‌ایم. لطفا کمی دراین‌باره توضیح دهید.
یکی از بخش‌هایی که بعد از جنگ کمتر رسانه‌ای شد، همین ادوات است؛ درصورتی‌که بسیار نقش کلیدی در جنگ داشت. ادوات در سپاه بسیار تکمیل است. بعد از اینکه لشکر‌ها در سپاه ایجاد شد، احساس نیاز شد که ادوات هم شکل بگیرد. اولین‌مرتبه در دوران دفاع مقدس به دستور حاج‌قاسم سلیمانی، فرمانده دلاور و شجاع لشکر۴١ ثارا... برای حفاظت از رزمندگان کرمانی در مقابل دشمن و انهدام نیروهای بعثی در جنگ پایه‌ریزی شد. در دنیا غالبا وقتی به آتش بیشتری نیاز باشد، توپ‌خانه استفاده می‌شود؛ اما چون ما آن‌زمان تجهیزات لازم را نداشتیم، از مجموعه ادوات استفاده می‌شد. سلاح‌هایی که در ابتدای جنگ در مجموعه ادوات استفاده می‌شد، از همان سلاح‌هایی بود که از دشمن به غنیمت گرفته شده بود و برای پشتیبانی از آتش نزدیک در خط‌های پدافندی و آفندی استفاده می‌کردیم. در انتهای جنگ به نزدیک ١٨رسته می‌رسیدیم که شامل انواع خمپاره‌ها، دوشیکا، موشک‌ها و...بود.

مجموعه ادوات به‌ویژه در کربلای۵ چه نقشی ایفا کرد؟
طبیعتا ادوات در قبل از عملیات هم حضور فعال داشتند؛ چراکه باید شناسایی می‌کردند و هم‌زمان با توجه به ساختار مجموعه جزو آخرین نفرهایی بودیم که منطقه را ترک می‌کردیم. در عملیات کربلای۵ تقریبا منطقه ما دست‌نخورده باقی ماند. قبل از عملیات با توجه به آتشی که وجود داشت، طرح‌ریزی عملیات را انجام دادیم. عملیات کربلای۵ بسیار گسترده و از نظر آتش شدید بود. در جنگ‌ها کمتر دیده‌ا‌م چنین‌آتشی ریخته شود. ما نهایتا یک یا دو روز آتش می‌ریختیم؛ اما در کربلای۵ تا مدت‌ها درگیر بودیم. ما توانستیم پله‌‌پله به شهرک دوویجی عراق برسیم که ٩تیپ عراق در آن زندانی
شده بود.

درباره دوویجی شنیدیم که جنگ بسیار نفس‌گیری صورت گرفته است.
بله. جنگی که در دوویجی شکل گرفت، واقعا نفس‌گیر بود و از بچه‌های دیده‌بانی تا کسانی که خمپاره می‌زدند، همه درگیر بودند. غالبا نباید در زیر آتش قبضه‌ها را حمل کنیم؛ اما به اندازه‌ای فشار جنگ بالا بود که ما مجبور بودیم زیر آتش دشمن بایستیم. کمتر از ادوات گفته شده است؛ اما شهدای ادوات بی‌شمار هستند. در تمام سطوحی که باید یگان وجود داشته باشد، ادوات حضور دارد. درباره دوویجی کمتر گفته شده است.
درعملیات کربلای۵ جاهایی بود که عملیات قفل شد و جنگ شدید شبانه‌روزی رخ داد. آقای شمخانی در خاطراتشان کل مطلب را در چند جمله درباره دوویجی گفته‌اند «برای چند روز تمام، توان جمهوری اسلامی دربرابر تمام توان عراق با هم جنگیدند» این تمام توان به تمام امکانات ربط پیدا می‌کند که شاید در مناطق دیگر این‌طور نبوده که پیروز این معرکه جمهوری اسلامی
بود.
شنیدیم حتی خود صدام هم در منطقه بود و می‌دانیم صدام وقتی که کار بالا می‌گرفت و می‌دانست فرماندهان عالی‌رتبه‌اش نمی‌توانند جنگ را پیش ببرند، خودش حاضر می‌شد. شهید محسن امیرکانیان، مسئول دیده‌بانی در دوویجی بود و باوجود اینکه یک دستش در عملیات‌های گذشته قطع شده بود، اما باز هم به‌وسیله موتور هر بار دو دیده‌بان را به خط می‌برد و بر‌می‌گشت؛ یعنی ببینید چه تعدادی از دیده‌بان‌ها شهید می‌شدند که ایشان مدام در رفت‌وآمد بود. روزی که دوویجی سقوط کرد، من را با خودش همراه کرد؛ درحالی‌که آیه ای از قرآن را معنا می‌کرد «تو نیستی که تیر را به هدف می‌زنی» و دیدیم یکی از پل‌‌های فلزی که اصلا نسبت به آن دید کاملی نداشتیم، کاملا از بین رفته است.