آخرین خبرها

گزارش میدانی شهرآرا از کوه‌خواری معدنچیان در ارتفاعات جنوبی مشهد؛ « چین کلاغ» پر!

ندا علیزاده- «چین‌کلاغ» و «ده‌غیبی» مناطقی در ارتفاعات جنوبی مشهد هستند که ماهیت طبیعی آن‌ها به واسطه وجود معادن متعدد، دستخوش تغییر شده است. هرچند که این بخش از ارتفاعات هنوز از هجمه اشتهای سیری‌‌ناپذیر سودجویان برای برج‌سازی در امان مانده‌ است، معادن سنگ و جاده‌های دسترسی به آن‌ها بلایی به جان این مناطق شده‌اند.
کوهپایه‌نشینان، همسایگان ارتفاعات جنوبی مشهد، طبیعت‌گردان و کوه‌نوردان بیشتر از همه ساکنان شهر بهشت، این تهدید خاموش را حس و درک می‌کنند. آن‌ها بهتر از همه می‌دانند که کامیون‌های کِشنده‌ای که قطعات بزرگ سنگ‌ها را حمل‌ می‌کنند، از کجا می‌آیند و هربار رفت‌وآمد آن‌ها چقدر از قامت کوه‌ها می‌کاهد. آن‌ها نگران‌ هستند حتی خیلی بیشتر از متولیان پرمدعایی که فقط شعاردادن می‌دانند و در عمل، چشم بر هم گذاشته‌اند تا خود را به ندیدن بزنند و حتی خیلی بیشتر از آن‌هایی که به اسم «قانون»، «مجوز» تخریب کوه‌ها را در پوشش «معدن‌ها» می‌دهند، آن هم بدون توجه به ظرفیت و توان منطقه‌ای برای تحمل بار این حجم از دست‌درازی به حیات کوهستان.به جای متولیان امر، همین مردم دغدغه‌مند می‌بینند و خبر می‌رسانند که: «نگرانیم»، نگران از کوه‌خواری که به شکل دیگری اتفاق می‌افتد، نگران از آسیبی که به منابع طبیعی و اکوسیستم شکننده و دیرترمیم‌پذیر کوه‌ها وارد می‌شود. آن‌ها یک چیز می‌خواهند: «نجات آنچه که هنوز باقی مانده است»، خواسته‌ای که می‌توان آن را مطالبه‌ای عمومی و حق مردمانی دانست که برای ادامه حیات خود و نسل‌های آینده، خواستار حفظ محیط زیست
هستند.

اینجا کولونی معادن سنگ گرانیت است
این مطالبه بحق ما را راهی مسیری می‌کند که خیلی دور از مناطق مسکونی مشهد نیست، اما عده‌ای در سکوت، به کوه‌خواری‌شان مشغول‌اند، آن‌قدر سوت و کور که جز کشنده‌های سنگ‌های استخراج‌شده و ما که در پی آن‌ها هستیم، چیز دیگری جرئت شکستن حرمت طبیعت کوه را
ندارد.در امتداد جاده خلج تا نزدیکی ورودی منطقه گردشگری هفت‌حوض، همه‌چیز طبیعی است تا اینکه به راهی فرعی و خاکی در سمت چپ جاده می‌رسیم که ابتدای آن، تابلویی خورده که نشان‌دهنده وجود معادن سنگ گرانیت است.

چین‌کلاغ در محاصره معادن
این مسیر خاکی ناهموار و پر‌گرد‌و‌غبار به چین‌کلاغ عزیزکرده مشهدی‌ها می‌رسد، همان کوه رویایی‌ای که بسیاری از مشهدی‌ها سال‌های سال چشم به قله مخروطی آن دوخته‌اند و آن‌هایی هم که در تحقق رویاهایشان راسخ‌تر بوده‌اند، از آن بالا رفته و شهر را از ارتفاع آن نگریسته‌اند، اما امروز در همان حوالی، معادن سنگ گرانیت در فاصله‌هایی نه‌چندان دور از هم، قامت افراشته‌اند تا قامت‌شکن ستون‌های استوار دیرینه این ارتفاعات باشند. امروز مسیرهای خاکی در دل کوه‌ها باز شده‌اند تا دسترسی کشنده‌ها را برای حمل سنگ‌هایی فراهم کنند که به بهای تخریب کوه‌ها و طبیعت، استخراج
شده‌اند.مسیر خاکی جاده را در دل کوه‌ها در پیش می‌گیریم، اما آن‌قدر مسیرهای فرعی به هم گره‌ خورده‌اند که تشخیص اینکه کدام‌یک ما را به مقصد موردنظر می‌رساند سخت است. در حال قرعه انداختن هستیم که کدام راه را پیش بگیریم که یکی از همان کشنده‌های خالی به دادمان می‌رسد. آن کشنده را که مشخص است برای حمل بار راهی جاده شده، دنبال می‌کنیم تا اینکه پس از خوردن کلی گرد و خاک، در میانه مسیر، نشانه‌های معدنی جلب توجه می‌کند. دوراهی را به سمت چپ جاده می‌رویم، اما در کمال تعجب، کشنده مسیر راست را ادامه می‌دهد و این یعنی معدنی دیگر در نقطه‌ای دیگر.

معدنی با بیش از ١٠سال سابقه فعالیت
ورودی معدن ساز و کار خاصی ندارد و با یکی از همان سنگ‌های بزرگ استخراجی و نوشته‌ای روی آن، مشخص شده است که متعلق به «شرکت معادن سنگ گرانیت سازمان ... » است. با کمی تعجب از گستره دسترسی این سازمان عریض و طویل به این نقطه، به نزدیکی معدن می‌رویم. در حفره‌ عمیق و بزرگی که ایجاد شده است، انبوهی از سنگ‌های استخراج‌شده در ابعاد بزرگی روی هم تلنبار شده‌اند.
چهره کوه به واسطه برش‌ها برای جداسازی سنگ‌ها، صاف و صیقلی شده و سفیدی خیره‌کننده‌ای را ایجاد کرده است.در قسمتی که مشرف به محل اصلی معدن است، ساختمانی کوچک اما مرتب را به عنوان دفتر مدیریت ساخته‌اند. به محض اینکه همراه با عکاس و راننده از خودرو پیاده می‌شویم، فردی میان‌سال بیرون می‌آید تا ببیند غریبه‌هایی چون ما در این مکان غریب چه می‌‌کنند.شاید تنها فردی که انتظار ندارند سر و کله‌اش در اینجا پیدا شود خبرنگار است. او نمی‌پرسد و ما هم نمی‌گوییم که چه کسی هستیم و از کجا آمده‌ایم. تصور خودمان این است که شاید ما را بازرس یا محقق فرض کرده. به هر حال، بی‌مقدمه از او درباره سابقه فعالیت معدن می‌پرسیم که پاسخ می‌دهد: «این معدن از بیش از ١٠سال پیش فعال است و در آن، گرانیتی به نام مروارید را استخراج می‌کنند.»میزان تولیدی این معدن در ماه را نیز از او جویا می‌شوم که با بیان اینکه بستگی به شرایط دارد، می‌گوید: «در این معدن، هزار تا ٣هزار تن در ماه، سنگ گرانیت استخراج می‌شود که هر قطعه سنگ را بین ٢٠تا٢۵تن برش می‌زنیم تا تریلی کشنده قادر به حمل آن تا سنگ‌بری‌ها باشد.»اینکه چه تعداد معدن در این حوالی فعالیت دارند و در بین آن‌ها معادن مجاز یا غیر مجاز هستند، مورد دیگری است که پیش می‌کشم و پاسخی که دریافت می‌کنم از این قرار است: «چند معدن دیگر در همین نزدیکی‌ها چند سالی است که فعال هستند، اما درمورد وابستگی آن‌ها به کدام سازمان دولتی یا غیردولتی اطلاعی ندارم.» البته از گفته‌های او مشخص می‌شود که کمی آن‌طرف‌تر، بعد از چند کوه، این سازمان معدن گرانیت دیگری
نیز دارد.راه رسیدن به معادن دیگر این محدوده را می‌پرسم که به دوراهی‌ای که از آن آمده‌ایم اشاره می‌کند و می‌گوید به سر آن که رسیدید، مسیر پایین جاده را در پیش بگیرید و بروید تا به معدن آقای ... برسید.

فعالیت معدنی شخصی با استخراج ۴ تا ٨ هزار تن گرانیت در ماه
راهی همان راهی که گفته می‌شویم و دوباره در کوره‌‌‌راه‌های خاکی میان کوه‌ها در پرت‌ترین نقطه‌ای که تصورش را نمی‌کردیم، به دنبال مقصد می‌گردیم. پرت و سوت‌و‌کوربودن کوه‌ و مسیرهای ایجادشده در آن، دلهره عجیبی به دل آدم می‌اندازد، به‌خصوص اینکه یک‌دفعه چشمت به آمپر سوخت بیفتد و نشان بدهد آن‌قدر بنزین برایت باقی نمانده است که بیشتر از این در دل
کوه‌ها بگردی!به هر تقدیر، معدنی دیگر را یافتیم که به‌ظاهر وسعتش از مکان قبلی کمی بیشتر است. آنجایی که قرار داریم، بقایایی از یک معدن به‌نسبت متوسط با همان ویژگی دیواره صیقلی و سفید قرار دارد، اما خبری از سنگ‌های استخراجی تلنبارشده بر روی هم نیست. دو اتاقک هم در فاصله کمی از هم ساخته شده‌اند که دو سگ نگهبان از آن محافظت می‌کنند. در آن سکوت، فردی را می‌یابیم، اما به خاطر وجود سگ‌ها، جرئت نمی‌کنیم جلو برویم و با اشاره، از او می‌خواهیم که بیاید.درباره سابقه فعالیت معدن که از او می‌پرسم، می‌گوید: «اینجا معدن شخصی به نام ... است که یک سال پیش، از فرد دیگری به نام ... خرید.» حرف را به میزان تولید سنگ در این معدن می‌کشانم که پاسخ می‌دهد: «اگر سنگ‌ها لای (شکاف) داشته باشند، ٣تا۴هزار تن در ماه تولید می‌کنیم چون این سنگ‌ها به درد نمی‌خورند و اگر بدون لای باشند، تا ٨ هزار تن در ماه نیز می‌رسد، اما اگر تعداد کارگران بیشتر باشد، تا ١٠هزار تن و بیشتر هم استخراج سنگ داریم.» گویا هم‌اکنون در این معدن ١۴کارگر مشغول به کار هستند.

فعالیت معادن در کوه‌های «ده‌غیبی»
در ادامه مسیر راه کوه‌های «ده‌غیبی»را در پیش می‌گیریم؛ ده‌غیبی برخلاف نامش، چندان شبیه روستا نیست و بیشتر به شهرکی در محدوده مشهد در مسیر ارتفاعات جنوبی این شهر می‌ماند. از مناطق مسکونی ده‌غیبی راه را ادامه می‌دهیم تا مسیری که به کوه‌ها ختم می‌شود، جایی که کارگران در دو شیفت مشغول کار در معادن کوه‌های ده‌غیبی‌اند، آن هم با مجوزی که صاحبانش برای کوه‌خواری گرفته‌اند!
در این مسیر، نمایی از معدنی را می‌بینیم که پر از قطعه‌های سنگ انبارشده است. جاده را ادامه می‌دهیم و کمی‌ جلوتر، مسیری فرعی به سمت راست توجهمان را جلب می‌کند که در امتداد آن، معدن سنگ دیگری قرار دارد. همین که در ورودی جاده قرار می‌گیریم، کِشنده‌ای با سنگ بزرگی که در حال حمل آن است، از روبه‌رویمان درمی‌آید و ما نیز برای گرفتن عکس، گوشه جاده توقف می‌کنیم، اما ناگاه، فردی با خودروی شخصی جلویمان ظاهر می‌شود و ما را به حاشیه دیگر جاده می‌کشاند.تقریبا راه بسته می‌شود و کشنده نیز ‌ناچار توقف می‌کند. بیرون می‌آییم و مرد که کمی سن‌و‌سال‌دار است، می‌پرسد که هستیم و اینجا چه می‌خواهیم که می‌گوییم دانشجوییم در حال تحقیق درباره معادن هستیم. پاسخی که او می‌دهد گویای این است که فقط سه معدن شخصی هستند و درست در جوار همدیگر قرار دارند.او درباره معدن خودش می‌گوید: «از حدود ٣۵سال پیش این معدن فعال است و سنگ گرانیت تولید می‌کند که چیزی حدود ٢تا٣هزار تن در ماه می‌شود.» اینکه کارگران چند ساعت در روز کار می‌کنند، سوال دیگری است که این‌گونه به آن پاسخ می‌دهد: «هر معدنی شیفت کاری خاصی دارد، اما ما حدود ٢١ساعت در روز در دو شیفت کاری، فعال هستیم به این ترتیب که یک شیفت از صبح تا غروب و شیفت دیگر از غروب تا ٣ صبح کار می‌کنند.» این را که می‌گوید، قصد رفتن می‌کند. با دورشدن او، ما نیز مسیر روزنامه را در پیش می‌گیریم،اما نکته‌ای که جای تامل دارد این است که اکتشاف و بهر‌ه‌برداری از معادن، آثار تخریبی فراوانی بر محیط زیست و اکوسیستم بی‌دفاع کوه‌ها بر جای می‌گذارد.
حال، سوال اساسی این است که با فرض فعالیت قانونی همه معادن موجود در این مناطق، چرا سازمان صنعت، معدن و تجارت استان به این تعداد معدن سنگ مجوز فعالیت داده است؟ آیا بازه زمانی‌ای که معادن باید فعالیت کنند و محدوده فعالیت آن‌ها به طور کارشناختی مشخص شده است و رصد می‌شود؟ آیا آن‌ها هنگام
صدور مجوز، آسیب رسیدن کمتر به محیط زیست و ارتفاعات را لحاظ می‌کنند؟ چراکه با فعالیت این معادن، اکوسیستم ارتفاعات به هم می‌خورد و به بیانی دیگر، حیات موجودات زنده، سلامت خاک، پوشش گیاهی و آب‌و‌هوا به خطر می‌افتد و از طرفی، کوه‌ها با سرعت خورده می‌شوند تا جایی که شاید روزی از آن‌ها فقط خاطره‌ای برای تعریف‌کردن و حسرت‌خوردن
باقی بماند.

itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس