گفتگو با میثم مهدیار (عضو کاروان سرزمین برادری)؛ ظرفیت‌های تقریبی علوم اجتماعی

﷯شما به‌همراه جمعی از فعالان و نخبگان فرهنگی اجتماعی و سیاسی در قالب کاروان «سرزمین برادری» سفری به کردستان داشتید. در مورد انگیزه برپایی این کاروان و اهدافی که دنبال شد، توضیح دهید.
این سفر به ابتکار یک سازمان مردم‌نهاد با عنوان «اتحادیه بین‌المللی امت واحده» و به‌صورت خودجوش تدارک دیده شده بود. البته این موسسه دو سابقه بین‌المللی در برگزاری چنین کاروانی داشت. یکی کاروان صلح غزه بود و دیگری هم کاروان صلح سوریه. دوستان موسسه به این نتیجه رسیده بودند که خیلی خوب می‌شود اگر در داخل هم یک حرکت برای نزدیک‌شدن اقوام و مذاهب صورت بگیرد. چیزی که دوستان را به این نتیجه رسانده، این بود که درگیری‌های اخیر در منطقه و اختلافات مذهبی باعث شده گروه‌های تکفیری خیلی راحت اوج بگیرند. درصورتی‌که اگر هر دو مذهب شیعه و سنی، تکفیری‌های هر گروه را از خودشان می‌راندند، این اتفاقات نمی‌افتاد. به نظرم همین جمع‌بندی‌ها دوستان را به این نتیجه رساند که یک کاروانی با حضور شخصیت‌های فرهنگی اجتماعی و حتی سیاسی به‌دوراز حضور مسئولان کشوری راه‌اندازی کنند که به‌صورت هم‌زمان در سه شاخه اتفاق افتاد. تعدادی از دوستان به کردستان رفتند؛ عده‌ای به گلستان و گروهی هم به سیستان و بلوچستان.
﷯مختصری از کیفیت فعالیت‌ها در کردستان بگویید. دیدارها با چه کسانی صورت گرفت؟ خواص یا عموم مردم؟
دیدارها با اقشار مختلف بود. اولین دیدار با نخبگان علمی و فرهنگی در سالن سینما بهمن اتفاق افتاد که جمعی از نخبگان سیاسی و فرهنگی استان کردستان و جمعی از کاروانیان در این دیدار صحبت کردند. همان روز در یکی از مساجد قدیمی اهل سنت سنندج حضور پیدا کردیم و نماز جماعت را به امامت اهل سنت برگزار کردیم. بعدازآن بازدیدی داشتیم از یک مجتمع بهزیستی توان‌بخشی که در آن هدیه‌هایی از طرف کاروان به مددجویان این مجتمع و پرستاران و مسئولان اهدا شد. روزهای بعد در نماز جمعه شهر سنندج شرکت کردیم. جمعی از اعضای کاروانی هم دیداری با تعدادی از خانواده‌های شهدای اهل سنت انقلاب اسلامی و دفاع مقدس داشتند. برخی نیز با حضور در مناطق محروم شهر سنندج از نزدیک با مصائب و مشکلات این محلات آشنا شدند. بازدید از یک مدرسه و حوزه علمیه اهل سنت هم از دیگر برنامه‌های سفر بود.
﷯آیا هدفی که کاروان دنبال می‌کرد در کوتاه‌مدت محقق می‌شود؟
خب اول باید توجه کرد که این سفر بیشتر نمادین بود و نباید انتظار زیادی از آن داشت. حالا ممکن است ادامه هم پیدا کند؛ ولی مهم شروع‌شدن این حرکت و پوشش رسانه‌ای آن بود. با توجه به ارتباطاتی که برقرار شد و بازخوردهایی که بعداً از این سفر گرفته شد به نظرم اهداف اولیه این سفر تأمین شد. مثلاً بعدازاین سفر تعدادی از طلاب و روحانیون مسجد مکی زاهدان به قم آمدند. درواقع به دلایل مختلفی سد بی‌اعتمادی بین حاکمیت و بعضی اقوام و مذاهب وجود دارد. هدف ما این بود که این سد را بشکنیم و نشان بدهیم که از جانب مردم و نخبگان این سد غیرقابل‌پذیرش است.
﷯آن چیزی که عزم نخبگان را برای پیوستن به کاروان جزم کرد چه بود؟
خوب این احساس نیاز به نظرم وجود دارد. یعنی نخبگان حول این مسئله اجماع‌نظر داشتند که این گسست‌ها تاریخی‌اند و می‌شود و باید حلشان کرد. ببینید این فاصله‌ها از زمان صفویه وجود داشته است. در زمان رضاخان سرکوب قومیت‌ها و مذاهب برای تشکیل دولت مرکزی به اوج خود رسید. برنامه‌های توسعه از زمان رضاخان به بعد نیز برنامه‌های تمرکزگرا بوده و این تمرکزگرایی باعث شده حاشیه‌های کشور نادیده گرفته شود. با توجه به اینکه قومیت‌ها و مذاهب اقلیت ما در حواشی کشور هستند، هم شکاف مرکز حاشیه و هم شکاف قومیت و مذهب بر یکدیگر بار شده‌اند و سدهایی را ایجاد کرده است. این مسئله را نخبگان ما فهمیده‌اند و حول آن اتفاق‌نظر دارند و مباحثشان هم بیشتر حول تبیین این قضیه بود.
﷯به نظرتان نخبگان دانشگاهی به‌ویژه در حوزه علوم انسانی چطور می‌توانند در حفظ وحدت سهیم باشند؟
در حوزه علوم انسانی باید ریشه‌های تاریخی این فاصله را فهمید و به‌جای بازتولید این فاصله‌ها، برای رفع آن اقدام کرد. این خیلی مهم است که چه رویکردی انتخاب می‌کنیم و در انتخاب این رویکردها دقت کنیم. مثلاً در حوزه رشته مطالعات فرهنگی که بیشتر نگاه سیاسی به این شکاف‌ها دارد و ریشه‌های فرهنگی آن را نادیده می‌گیرد، این شکاف‌ها بازتولید می‌شوند و باید دقت کرد که خیلی سراغ این حوزه مطالعاتی نرویم. در عوض به نظر می‌رسد که حوزه مطالعات مردم‌شناسانه و انسان‌شناسانه می‌تواند ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های همگرایی بومی و قومی و مذهبی را برای ما عیان‌تر کند. یکی از برنامه‌های سفر ما شرکت در برنامه مجلس ذکر و مناجات یکی از خانقاه‌های اهل سنت سنندج بود. این خانقاه‌ها کاملاً ساختاری شبیه حسینیه‌های شیعیان دارد و اصالتاً این خانقاه‌ها خود را به اهل‌بیت منتسب می‌دانند و در شجره‌نامه‌هایی که در این خانقاه نصب شده بود نام اهل‌بیت در سرسلسله این شجره‌نامه‌ها دیده می‌شد.
خب این نشان می‌دهد که چقدر پتانسیل فرهنگی برای همگرایی وجود دارد. در زمینه مطالعات تاریخی جغرافیایی هم همین‌طور. بازاندیشی در برنامه‌های مطالعات توسعه و مطالعات منطقه‌ای با این نگرش تقریبی باید در دستور کار دانشکده‌های علوم اجتماعی ما باشد. متأسفانه در رشته‌های توسعه منطقه‌ای ما به این شکاف و فاصله خیلی دقت نمی‌شود و خیلی مورد تأمل قرار نمی‌گیرد. نقد برنامه‌های توسعه تدوین‌شده، از این منظر می‌تواند راهگشا باشد که به نظرم باید یکی از کارهای قابل‌پیگیری علمی در این حوزه باشد.
itbaran.ir شرکت داده پردازی باران شرق توس